purebred

[ایالات متحده]/ˈpjʊəˌbrɛd/
[بریتانیا]/ˈpjʊrˌbrɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حیوان خانگی از نژاد شناخته شده؛ حیوان خالص
adj. از نژادی که بدون اختلاط با نژادهای دیگر نگهداری شده است
Word Forms
جمعpurebreds

عبارات و ترکیب‌ها

purebred dog

سگ اصیل

purebred cat

گربه اصیل

purebred horse

اسب اصیل

purebred puppy

جوجه سگ اصیل

purebred kitten

بچه گربه اصیل

purebred breed

نژاد اصیل

purebred livestock

دام اصیل

purebred lineage

تبار اصیل

purebred standards

استانداردهای اصیل

purebred champion

قهرمان اصیل

جملات نمونه

she owns a purebred labrador retriever.

او صاحب یک لابرادور رتریور اصیل است.

many people prefer purebred cats for their unique traits.

بسیاری از مردم گربه های اصیل را به دلیل ویژگی های منحصر به فردشان ترجیح می دهند.

buying a purebred dog can be quite expensive.

خریدن یک سگ اصیل می تواند بسیار گران باشد.

purebred animals often come with registration papers.

حیوانات اصیل اغلب با مدارک ثبت نام همراه هستند.

she is a member of a purebred dog club.

او عضو یک باشگاه سگ اصیل است.

he is training his purebred horse for the competition.

او در حال آموزش اسب اصیل خود برای مسابقه است.

purebred breeds are often more predictable in behavior.

نژادهای اصیل اغلب در رفتار قابل پیش بینی تر هستند.

they participate in purebred dog shows every year.

آنها هر سال در نمایشگاه های سگ اصیل شرکت می کنند.

her passion for purebred animals started in childhood.

اشتیاق او به حیوانات اصیل در دوران کودکی شروع شد.

it is essential to choose a reputable breeder for purebred pets.

انتخاب یک پرورش دهنده معتبر برای حیوانات خانگی اصیل ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید