purebreds only
فقط نژاد پاک
raising purebreds
پرورش نژاد پاک
show purebreds
نمایش نژاد پاک
purebreds win
نژاد پاک برنده میشود
purebred dog
سگ نژاد پاک
purebred line
نژاد پاک
purebred horses
اسبهای نژاد پاک
purebred cats
میمونهای نژاد پاک
purebred stock
ذخیره نژاد پاک
purebred breeding
تولید نژاد پاک
the dog show featured several prize-winning purebreds.
نمایشگاه سگها چند نژاد خالص پر جایزه را به نمایش گذاشت.
she dreams of owning a stable of champion purebred horses.
او خواب میبیند که یک اسطبل از اسبهای نژاد خالص قهرمان دارد.
the breeder specializes in raising healthy purebred kittens.
تولیدکننده در زمینه پرورش نژاد خالص گاوهای سالم متخصص است.
he carefully selected purebred cattle for his dairy farm.
او با دقت گاوهای نژاد خالص را برای کشاورزی شیری خود انتخاب کرد.
purebred dogs often have predictable temperaments and health.
سگهای نژاد خالص اغلب رفتار و سلامت قابل پیشبینی دارند.
the judge admired the elegant lines of the purebred poodle.
داور خطوط زیبای پودل نژاد خالص را دوست داشت.
maintaining a line of purebred sheep requires diligent record-keeping.
حفظ یک خط از گوسفندان نژاد خالص نیاز به ثبت دقیق دارد.
the farmer invested in high-quality purebred pigs for breeding.
کشاورز در گوشتهای نژاد خالص با کیفیت بالا برای تولید تولید کرد.
many people prefer purebred animals for their consistent traits.
بسیاری از افراد حیوانات نژاد خالص را به دلیل ویژگیهای یکنواختشان ترجیح میدهند.
the kennel houses a collection of rare purebred terriers.
کیلی یک مجموعه از تریهای نادر نژاد خالص را در خود جای داده است.
she researched the lineage of the purebred persian cat.
او نسب خانوادگی گربه نژاد خالص فارسی را مورد مطالعه قرار داد.
the auction featured several sought-after purebred arabian horses.
همسران چند اسب عربی نژاد خالص مورد طلب را به نمایش گذاشت.
purebreds only
فقط نژاد پاک
raising purebreds
پرورش نژاد پاک
show purebreds
نمایش نژاد پاک
purebreds win
نژاد پاک برنده میشود
purebred dog
سگ نژاد پاک
purebred line
نژاد پاک
purebred horses
اسبهای نژاد پاک
purebred cats
میمونهای نژاد پاک
purebred stock
ذخیره نژاد پاک
purebred breeding
تولید نژاد پاک
the dog show featured several prize-winning purebreds.
نمایشگاه سگها چند نژاد خالص پر جایزه را به نمایش گذاشت.
she dreams of owning a stable of champion purebred horses.
او خواب میبیند که یک اسطبل از اسبهای نژاد خالص قهرمان دارد.
the breeder specializes in raising healthy purebred kittens.
تولیدکننده در زمینه پرورش نژاد خالص گاوهای سالم متخصص است.
he carefully selected purebred cattle for his dairy farm.
او با دقت گاوهای نژاد خالص را برای کشاورزی شیری خود انتخاب کرد.
purebred dogs often have predictable temperaments and health.
سگهای نژاد خالص اغلب رفتار و سلامت قابل پیشبینی دارند.
the judge admired the elegant lines of the purebred poodle.
داور خطوط زیبای پودل نژاد خالص را دوست داشت.
maintaining a line of purebred sheep requires diligent record-keeping.
حفظ یک خط از گوسفندان نژاد خالص نیاز به ثبت دقیق دارد.
the farmer invested in high-quality purebred pigs for breeding.
کشاورز در گوشتهای نژاد خالص با کیفیت بالا برای تولید تولید کرد.
many people prefer purebred animals for their consistent traits.
بسیاری از افراد حیوانات نژاد خالص را به دلیل ویژگیهای یکنواختشان ترجیح میدهند.
the kennel houses a collection of rare purebred terriers.
کیلی یک مجموعه از تریهای نادر نژاد خالص را در خود جای داده است.
she researched the lineage of the purebred persian cat.
او نسب خانوادگی گربه نژاد خالص فارسی را مورد مطالعه قرار داد.
the auction featured several sought-after purebred arabian horses.
همسران چند اسب عربی نژاد خالص مورد طلب را به نمایش گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید