puree

[ایالات متحده]/'pu:ri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سوپ غلیظ; سبزیجات یا میوه‌های له شده
vt. پختن به سوپ یا سس غلیظ
Word Forms
قسمت سوم فعلpureed
جمعpurees
صفت یا فعل حال استمراریpureeing
شکل سوم شخص مفردpurees
زمان گذشتهpureed

عبارات و ترکیب‌ها

fruit puree

غذای پوره میوه

vegetable puree

غذای پوره سبزیجات

smooth puree

پوره صاف

tomato puree

پوره گوجه فرنگی

جملات نمونه

3.John Glenn, the first American to orbit the earth, carried pureed applesauce in squeezable tubes on his initial space flight.

3.جان گلن، اولین فضانورد آمریکایی که به دور زمین چرخید، در اولین سفر فضایی خود، پوره سیب‌زمینی را در لوله‌های قابل فشردن حمل کرد.

She made a delicious vegetable puree for dinner.

او یک پوره سبزیجات خوشمزه برای شام درست کرد.

The chef used a hand blender to puree the ingredients.

سرآشپز از یک مخلوط کن دستی برای پوره کردن مواد استفاده کرد.

I like to add some cream to my fruit puree.

من دوست دارم مقداری خامه به پوره میوه خود اضافه کنم.

The baby food was a smooth puree of fruits and vegetables.

غذاي كودكان يك پوره صاف از ميوه ها و سبزيجات بود.

You can use a food processor to quickly puree the ingredients.

می‌توانید از غذاساز برای پوره کردن سریع مواد استفاده کنید.

The recipe calls for a pea puree as a side dish.

دستور العمل نیاز به پوره نخود به عنوان یک غذای جانبی دارد.

I like to make a banana puree to use as a topping for desserts.

من دوست دارم یک پوره موز درست کنم تا از آن به عنوان پوششی برای دسرها استفاده کنم.

The soup was made by pureeing tomatoes, carrots, and onions.

سوپ با پوره کردن گوجه فرنگی، هویج و پیاز درست شد.

The chef strained the puree to remove any lumps.

سرآشپز پوره را صاف کرد تا هرگونه لخته را از بین ببرد.

The apple puree was used to sweeten the sauce.

از پوره سیب برای شیرین کردن سس استفاده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید