pureed

[ایالات متحده]/pjʊəˈreɪd/
[بریتانیا]/pjʊˈreɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (پختن غذاهایی مانند سبزیجات یا میوه‌ها تا زمانی که به یک سوپ غلیظ تبدیل شود)
n. پوره؛ خمیر غلیظ

عبارات و ترکیب‌ها

pureed vegetables

سبزیجات پوره

pureed fruit

میوه پوره

pureed soup

سوپ پوره

pureed potatoes

سیب زمینی پوره

pureed beans

حبوبات پوره

pureed carrots

هویج پوره

pureed peas

نازک زمینی پوره

pureed pumpkin

کدو تنبل پوره

pureed apples

سیب پوره

pureed chicken

مرغ پوره

جملات نمونه

she served the soup with pureed vegetables.

او سوپ را با سبزیجات پوره سرو کرد.

the chef recommended a dish made with pureed tomatoes.

سرآشپز یک غذای تهیه شده با گوجه فرنگی پوره توصیه کرد.

he loves his fruits pureed for breakfast.

او عاشق میوه های پوره شده برای صبحانه است.

pureed foods are often easier for babies to eat.

غذاهای پوره شده اغلب برای نوزادان خوردن آسان تر است.

they offered a pureed option for those with dietary restrictions.

آنها یک گزینه پوره شده را برای کسانی که محدودیت های غذایی دارند ارائه کردند.

after cooking, the vegetables were pureed into a smooth mixture.

پس از پختن، سبزیجات به یک مخلوط نرم پوره شدند.

she added pureed garlic to enhance the flavor of the dish.

او سیر پوره شده را برای افزایش طعم غذا اضافه کرد.

pureed pumpkin makes a delicious pie filling.

کدو تنبل پوره شده یک پر کردن پای خوشمزه درست می کند.

he prefers his mashed potatoes to be pureed for a creamier texture.

او ترجیح می دهد سیب زمینی پوره شده او برای بافت خامه‌ای تر پوره شود.

the recipe calls for pureed spinach as a key ingredient.

دستور غذا خواستار اسفناج پوره شده به عنوان یک ماده اصلی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید