crushed

[ایالات متحده]/krʌʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خرد شده یا به تکه‌های کوچک شکسته
v. فشردن یا آسیاب کردن به ذرات کوچک
Word Forms
قسمت سوم فعلcrushed
زمان گذشتهcrushed

عبارات و ترکیب‌ها

feeling crushed

احساس له له شدن

crushed stone

سنگ خرد شده

crushed ice

یخ خرد شده

crushed rock

سنگ خرد شده

جملات نمونه

crushed velvet; crushed denim.

پارچه مخملله له شده; جین له شده

he crushed the card into a ball.

او کارت را به یک توپ تبدیل کرد.

Hundreds crushed into the hall.

صدها نفر در تالار له شدند.

The rebellion was crushed by government forces.

قیام توسط نیروهای دولتی سرکوب شد.

The firemen crushed out the fire.

آتش نشانان آتش را خاموش کردند.

insects that had been crushed underfoot

حشرات که زیر پا له شده بودند

a labourer was crushed to death by a lorry.

یک کارگر توسط یک کامیون به طرز فجیعی له شد.

black crushed velvet with a slight sheen.

پارچه مخملله له شده سیاه با درخشندگی ملایم.

The fall of masonry crushed the old man in the old house.

افت سنگ بنای مرد پیر را در خانه پیر له کرد.

A large crowd crushed past the barrier.

یک جمعیت بزرگ از مانع عبور کرد.

We were crushed out of the auditorium.

ما از آمفی تئاتر بیرون رانده شدیم.

spirits that had been crushed by rejection and failure.

روح هایی که توسط طرد و شکست له شده بودند.

crushed the freshly ironed shirt.

پیراهن اتوکشی شده را له کرد.

his defeat crushed a lot of left-wing supporters.

شکست او حامیان جناح چپ زیادی را ناامید کرد.

National culture was crushed under the invader's jackboot.

فرهنگ ملی زیر چکمه جنگی مهاجم له شد.

نمونه‌های واقعی

People who were not crushed ended up being stronger.

کسانی که زیردست نشده بودند، در نهایت قوی‌تر شدند.

منبع: Steve Jobs Biography

" His foot has been crushed, " said another.

« پای او خرد شده است،» دیگری گفت.

منبع: Education of Love

Streets here crushed back to sand.

اینجا خیابان‌ها دوباره به شن تبدیل شده‌اند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

To make wine, the grapes need to be crushed.

برای تهیه شراب، انگورها باید له شوند.

منبع: VOA Slow English - Entertainment

The fledgling dissident movement was systematically crushed—by imprisonment, exile, coercive psychiatry or ferocious pressure on family members.

جنبش اعتراضی نوپا به طور سیستماتیک سرکوب شد - با زندان، تبعید، روانپزشکی اجباری یا فشار وحشیانه بر اعضای خانواده.

منبع: The Economist - Arts

Although some are too crushed to use, others are missing altogether.

اگرچه برخی بیش از حد آسیب دیده اند تا بتوان از آنها استفاده کرد، برخی دیگر به طور کلی گم شده اند.

منبع: CNN 10 Student English April 2023 Compilation

You just bought yourself another Saturday, mister. - Ah, I'm crushed.

تو فقط یک شنبه دیگر برای خودت خریدی، آقای.

منبع: English knowledge in movies

In 2009 her enthusiasm was soon crushed by the onset of the euro crisis.

در سال 2009، اشتیاق او به زودی با شروع بحران یورو از بین رفت.

منبع: The Economist - Comprehensive

It is a very mushy food, soft and able to be crushed.

این یک غذای بسیار خمیری است، نرم و قابل له شدن.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

We brought the wheat to the mill to be crushed into flour.

ما گندم را به آسیاب بردیم تا به آرد تبدیل شود.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید