pursuer

[ایالات متحده]/pəˈsju:ə/
[بریتانیا]/pɚ'suɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که به طور فعال در حال تعقیب یا دنبال کردن است؛ کسی که در حال تحقیق یا بررسی است؛ کسی که خواهان در یک پرونده قانونی است.
Word Forms
جمعpursuers

جملات نمونه

He found the pursuer close at his heels.

او متوجه بود که تعقیب کننده در نزدیکی پاش او بود.

We managed to give our pursuers the shake.

ما موفق شدیم تعقیب‌کنندگان را گمراه کنیم.

he managed to elude his pursuers by escaping into a bog.

او با فرار به داخل باتلاق از تعقیب‌کنندگانش فرار کرد.

We managed to shake off our pursuers in the crowd.

ما موفق شدیم تعقیب‌کنندگان را در میان جمعیت گم کنیم.

The thief managed to throw his pursuers off the scent.

سارق موفق شد تعقیب‌کنندگان را از مسیر اصلی منحرف کند.

A glance behind confirmed his fears. His pursuer was gaining ground on him rapidly.

نگاهی به پشت سر ترس‌های او را تأیید کرد. تعقیب‌کننده به سرعت در حال نزدیک‌تر شدن به او بود.

As hasty preparations were made to bushwhack the Pursuer, the Ref showed its mettle.

همچون آماده‌سازی‌های شتابزده برای کمین Pursuer، Ref توانایی خود را نشان داد.

نمونه‌های واقعی

Once far enough away, Mekhala confronted her pursuer.

وقتی که به اندازه کافی دور بود، مکلا مهاجم خود را روبرو کرد.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

It can exhaust the pursuer running after it before he can catch up with it.

قبل از اینکه بتواند به او برسد، می‌تواند کسی که در تعقیب آن است را خسته کند.

منبع: BBC documentary "A Hundred Treasures Talk About the Changes of Time"

The prosecutor says the 25-year-old Black man gave his pursuers no reason to suspect him of any wrongdoing.

دادستان می‌گوید آن مرد سیاه‌پوست ۲۵ ساله هیچ دلیلی برای مشکوک شدن او به هیچ تخلفی به مهاجمان نداد.

منبع: AP Listening Collection November 2021

Next moment, both pursuers had fallen back and disappeared from view.

لحظه بعد، هر دو تعقیب‌کننده عقب نشینی کردند و از دید ناپدید شدند.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

His pursuers were after him at once, like two dogs chasing a hare.

تعقیب‌کنندگان بلافاصله به دنبال او بودند، مانند دو سگی که در حال تعقیب خرگوش هستند.

منبع: The Adventures of Pinocchio

This secret telephone line helped the rebels stay one step ahead of their pursuers.

این خط تلفن مخفی به شورشیان کمک کرد تا یک قدم از تعقیب‌کنندگان خود جلوتر باشند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Even before she boarded that bus, she was an activist; a tireless pursuer of justice.

حتی قبل از اینکه سوار آن اتوبوس شد، او یک فعال بود؛ یک تعقیب‌کننده بی‌وقفه عدالت.

منبع: Women Who Changed the World

Fear lapped at him as he looked left and right for pursuers he was sure would come…

ترس او را در بر گرفت، زیرا به چپ و راست نگاه کرد تا تعقیب‌کنندگانی را که مطمئن بود می‌آیندند، پیدا کند...

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

Then, if they were followed, they would twist in their saddles and shoot backwards at their pursuers.

سپس، اگر تعقیب می‌شدند، در زین‌های خود می‌چرخیدند و به سمت عقب به سمت تعقیب‌کنندگان خود شلیک می‌کردند.

منبع: A Brief History of the World

The pursuers all gathered around the well trying to find the burglars drowning himself in the dark hole.

همه تعقیب‌کنندگان دور چاه جمع شدند تا سارقان را پیدا کنند که خود را در سوراخ تاریک غرق می‌کردند.

منبع: Recite for the King Volume 4 (All 60 lessons)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید