fast pursuers
تعقیبکنندگان سریع
relentless pursuers
تعقیبکنندگان بیوقفه
eager pursuers
تعقیبکنندگان مشتاق
close pursuers
تعقیبکنندگان نزدیک
skilled pursuers
تعقیبکنندگان ماهر
determined pursuers
تعقیبکنندگان مصمم
persistent pursuers
تعقیبکنندگان پیگیر
fierce pursuers
تعقیبکنندگان سرسخت
swift pursuers
تعقیبکنندگان چابک
vigilant pursuers
تعقیبکنندگان هوشیار
the pursuers quickly closed the distance between them.
افراد تعقیب کننده به سرعت فاصله بین آنها را بستند.
she could hear the footsteps of her pursuers behind her.
او میتوانست صدای پای تعقیبکنندگانش را پشت سر خود بشنود.
the pursuers were relentless in their chase.
افراد تعقیب کننده در تعقیب خود بیرحمانه بودند.
he managed to outsmart his pursuers.
او موفق شد تعقیبکنندگانش را فریب دهد.
the pursuers were hot on their heels.
افراد تعقیب کننده به شدت پشت سرشان بودند.
she led her pursuers into a narrow alley.
او تعقیبکنندگانش را به یک کوچه باریک هدایت کرد.
the pursuers were determined to catch their target.
افراد تعقیب کننده مصمم بودند هدف خود را بگیرند.
he felt the adrenaline rush as his pursuers closed in.
او با نزدیک شدن تعقیبکنندگانش، هجوم آدرنالین را احساس کرد.
the pursuers had a clear advantage in speed.
افراد تعقیب کننده از نظر سرعت برتری آشکاری داشتند.
she devised a plan to lose her pursuers.
او طرحی برای دور کردن تعقیبکنندگانش طراحی کرد.
fast pursuers
تعقیبکنندگان سریع
relentless pursuers
تعقیبکنندگان بیوقفه
eager pursuers
تعقیبکنندگان مشتاق
close pursuers
تعقیبکنندگان نزدیک
skilled pursuers
تعقیبکنندگان ماهر
determined pursuers
تعقیبکنندگان مصمم
persistent pursuers
تعقیبکنندگان پیگیر
fierce pursuers
تعقیبکنندگان سرسخت
swift pursuers
تعقیبکنندگان چابک
vigilant pursuers
تعقیبکنندگان هوشیار
the pursuers quickly closed the distance between them.
افراد تعقیب کننده به سرعت فاصله بین آنها را بستند.
she could hear the footsteps of her pursuers behind her.
او میتوانست صدای پای تعقیبکنندگانش را پشت سر خود بشنود.
the pursuers were relentless in their chase.
افراد تعقیب کننده در تعقیب خود بیرحمانه بودند.
he managed to outsmart his pursuers.
او موفق شد تعقیبکنندگانش را فریب دهد.
the pursuers were hot on their heels.
افراد تعقیب کننده به شدت پشت سرشان بودند.
she led her pursuers into a narrow alley.
او تعقیبکنندگانش را به یک کوچه باریک هدایت کرد.
the pursuers were determined to catch their target.
افراد تعقیب کننده مصمم بودند هدف خود را بگیرند.
he felt the adrenaline rush as his pursuers closed in.
او با نزدیک شدن تعقیبکنندگانش، هجوم آدرنالین را احساس کرد.
the pursuers had a clear advantage in speed.
افراد تعقیب کننده از نظر سرعت برتری آشکاری داشتند.
she devised a plan to lose her pursuers.
او طرحی برای دور کردن تعقیبکنندگانش طراحی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید