easy pushovers
افراد آسان و دستوپاگیر
total pushovers
افراد کاملاً آسان و دستوپاگیر
pushovers everywhere
افراد آسان و دستوپاگیر همه جا
not pushovers
افراد سخت و غیر دستوپاگیر
pushovers for charm
افراد آسان و دستوپاگیر برای جذابیت
pushovers in negotiations
افراد آسان و دستوپاگیر در مذاکرات
pushovers at work
افراد آسان و دستوپاگیر در کار
pushovers in love
افراد آسان و دستوپاگیر در عشق
pushovers for compliments
افراد آسان و دستوپاگیر برای تعریف و تمجید
pushovers by nature
افراد آسان و دستوپاگیر به طبیعت
some people think that they can take advantage of pushovers.
بعضی از افراد فکر میکنند که میتوانند از افراد سادهلوح سوء استفاده کنند.
don't be a pushover; stand up for yourself.
سادهلوح نباشید؛ از خودتان دفاع کنید.
in negotiations, being a pushover can lead to unfavorable deals.
در مذاکرات، سادهلوح بودن میتواند منجر به توافقات نامطلوب شود.
she realized that being nice doesn't mean being a pushover.
او متوجه شد که مهربان بودن به معنای سادهلوح بودن نیست.
he was tired of being seen as a pushover by his colleagues.
او از اینکه همکارانش او را به عنوان یک فرد سادهلوح میدیدند خسته شده بود.
pushovers often find it hard to say no to others.
افراد سادهلوح اغلب مییابند که برای دیگران نه گفتن برایشان دشوار است.
they took advantage of his kind nature, thinking he was a pushover.
آنها از طبیعت مهربان او سوء استفاده کردند و فکر کردند که او یک فرد سادهلوح است.
it's important to set boundaries, so you don't become a pushover.
تعیین مرزها مهم است تا شما به یک فرد سادهلوح تبدیل نشوید.
he was labeled a pushover after he agreed to every request.
او پس از اینکه به هر درخواستی موافقت کرد، به عنوان یک فرد سادهلوح شناخته شد.
being a pushover can sometimes lead to resentment from others.
سادهلوح بودن گاهی اوقات میتواند منجر به نارضایتی دیگران شود.
easy pushovers
افراد آسان و دستوپاگیر
total pushovers
افراد کاملاً آسان و دستوپاگیر
pushovers everywhere
افراد آسان و دستوپاگیر همه جا
not pushovers
افراد سخت و غیر دستوپاگیر
pushovers for charm
افراد آسان و دستوپاگیر برای جذابیت
pushovers in negotiations
افراد آسان و دستوپاگیر در مذاکرات
pushovers at work
افراد آسان و دستوپاگیر در کار
pushovers in love
افراد آسان و دستوپاگیر در عشق
pushovers for compliments
افراد آسان و دستوپاگیر برای تعریف و تمجید
pushovers by nature
افراد آسان و دستوپاگیر به طبیعت
some people think that they can take advantage of pushovers.
بعضی از افراد فکر میکنند که میتوانند از افراد سادهلوح سوء استفاده کنند.
don't be a pushover; stand up for yourself.
سادهلوح نباشید؛ از خودتان دفاع کنید.
in negotiations, being a pushover can lead to unfavorable deals.
در مذاکرات، سادهلوح بودن میتواند منجر به توافقات نامطلوب شود.
she realized that being nice doesn't mean being a pushover.
او متوجه شد که مهربان بودن به معنای سادهلوح بودن نیست.
he was tired of being seen as a pushover by his colleagues.
او از اینکه همکارانش او را به عنوان یک فرد سادهلوح میدیدند خسته شده بود.
pushovers often find it hard to say no to others.
افراد سادهلوح اغلب مییابند که برای دیگران نه گفتن برایشان دشوار است.
they took advantage of his kind nature, thinking he was a pushover.
آنها از طبیعت مهربان او سوء استفاده کردند و فکر کردند که او یک فرد سادهلوح است.
it's important to set boundaries, so you don't become a pushover.
تعیین مرزها مهم است تا شما به یک فرد سادهلوح تبدیل نشوید.
he was labeled a pushover after he agreed to every request.
او پس از اینکه به هر درخواستی موافقت کرد، به عنوان یک فرد سادهلوح شناخته شد.
being a pushover can sometimes lead to resentment from others.
سادهلوح بودن گاهی اوقات میتواند منجر به نارضایتی دیگران شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید