puzzlingly

[ایالات متحده]/ˈpʌzlɪŋli/
[بریتانیا]/ˈpʌzlɪŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که باعث سردرگمی یا perplexity شود

عبارات و ترکیب‌ها

puzzlingly complex

به طرز گیج‌کننده‌ای پیچیده

puzzlingly simple

به طرز گیج‌کننده‌ای ساده

puzzlingly vague

به طرز گیج‌کننده‌ای مبهم

puzzlingly quiet

به طرز گیج‌کننده‌ای ساکت

puzzlingly absent

به طرز گیج‌کننده‌ای غایب

puzzlingly inconsistent

به طرز گیج‌کننده‌ای ناسازگار

puzzlingly familiar

به طرز گیج‌کننده‌ای آشنا

puzzlingly different

به طرز گیج‌کننده‌ای متفاوت

puzzlingly unclear

به طرز گیج‌کننده‌ای نامشخص

puzzlingly bright

به طرز گیج‌کننده‌ای روشن

جملات نمونه

she smiled puzzlingly at the strange question.

او با تعجب و سردرگمی به سؤال عجیب نگاه کرد.

the results were puzzlingly different from what we expected.

نتایج به طرز عجیبی با آنچه انتظار داشتیم متفاوت بود.

he looked at the map puzzlingly, trying to find the way.

او با تعجب به نقشه نگاه کرد و سعی کرد راه را پیدا کند.

her reaction was puzzlingly calm in the face of chaos.

واکنش او در برابر هرج و مرج به طرز عجیبی آرام بود.

the puzzle was puzzlingly complex for a beginner.

معمای به طرز عجیبی برای یک مبتدی پیچیده بود.

they spoke puzzlingly about their plans for the weekend.

آنها به طرز عجیبی در مورد برنامه های آخر هفته خود صحبت کردند.

the movie ended puzzlingly, leaving everyone confused.

فیلم به طرز عجیبی به پایان رسید و همه را سردرگم کرد.

his explanation was puzzlingly vague and unclear.

توضیح او به طرز عجیبی مبهم و غیرواضح بود.

the artist's work was puzzlingly abstract and intriguing.

آثار هنرمند به طرز عجیبی انتزاعی و جذاب بود.

she found the math problem puzzlingly difficult to solve.

او مسئله ریاضی را به طرز عجیبی دشوار یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید