quadrupedal

[ایالات متحده]/ˌkwɒdrəˈpiːdəl/
[بریتانیا]/ˌkwɑːdrəˈpɛdəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای چهار پا؛ مربوط به چهارپایان

عبارات و ترکیب‌ها

quadrupedal movement

حرکت چهارپا

quadrupedal animals

حیوانات چهارپا

quadrupedal gait

راه رفتن چهارپا

quadrupedal locomotion

جابجایی چهارپا

quadrupedal species

گونه‌های چهارپا

quadrupedal behavior

رفتار چهارپا

quadrupedal posture

وضعیت چهارپا

quadrupedal form

فرم چهارپا

quadrupedal adaptation

سازگاری چهارپا

quadrupedal anatomy

آناتومی چهارپا

جملات نمونه

the quadrupedal animals in the zoo attracted a lot of visitors.

حیوانات چهارپا در باغ وحش بازدیدکنندگان زیادی را به خود جذب کردند.

quadrupedal movement is essential for many species in the wild.

حرکت چهارپا برای بسیاری از گونه‌ها در طبیعت ضروری است.

many quadrupedal creatures have evolved to run fast.

بسیاری از موجودات چهارپا برای دویدن سریع تکامل یافته‌اند.

quadrupedal locomotion offers stability and balance.

حرکت چهارپا ثبات و تعادل را ارائه می‌دهد.

some quadrupedal mammals are excellent climbers.

برخی از پستانداران چهارپا صعودکنندگان بسیار خوبی هستند.

quadrupedal animals use their limbs differently than bipedal ones.

حیوانات چهارپا از اندام‌های خود به روشی متفاوت از پا دوپایان استفاده می‌کنند.

the study focused on quadrupedal biomechanics.

مطالعه بر روی بیومکانیک چهارپایان متمرکز بود.

quadrupedal species often have a unique skeletal structure.

گونه‌های چهارپا اغلب دارای ساختار اسکلتی منحصر به فردی هستند.

observing quadrupedal behavior can reveal much about their habits.

مشاهده رفتار چهارپایان می‌تواند اطلاعات زیادی در مورد عادات آنها آشکار کند.

some quadrupedal animals are known for their incredible agility.

برخی از حیوانات چهارپا به دلیل چابکی فوق العاده خود شناخته شده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید