quadruple

[ایالات متحده]/'kwɒdrʊp(ə)l/
[بریتانیا]/kwɑ'drupl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. چهار برابر; چهارگانه
n. عددی که چهار برابر عدد دیگر است
vt. & vi. چهار برابر شدن یا کردن
Word Forms
زمان گذشتهquadrupled
شکل سوم شخص مفردquadruples
قسمت سوم فعلquadrupled
صفت یا فعل حال استمراریquadrupling
جمعquadruples

عبارات و ترکیب‌ها

quadruple the amount

چهار برابر کردن مقدار

quadruple the size

چهار برابر کردن اندازه

جملات نمونه

80 is the quadruple of 20. 80

80 چهار برابر 20 است. 80

quadrupled the order; quadrupled in size.

سفارش را چهار برابر کرد؛ در اندازه چهار برابر شد.

Prices quadrupled in ten years.

قیمت‌ها در ده سال گذشته چهار برابر شد.

Our profits have quadrupled in ten years.

سود ما در ده سال گذشته چهار برابر شده است.

They were attempting a throw quadruple salchow, a jump so difficult it had never been landed in competition, but it was seemingly their only chance for Olympic gold.

آنها در حال تلاش برای انجام یک پرش چهارگانه سالچو بودند، یک پرش بسیار دشوار که هرگز در مسابقات موفق به انجام آن نشده بود، اما به نظر می‌رسید تنها شانس آنها برای مدال طلای المپیک است.

Objective To study the effect of pretensioning on quadrupled-stranded semitendinosus and gracilis tendon graft length during anterior cruciate ligament reconstruction.

هدف: مطالعه اثر پیش تنش بر طول پیوند تاندون semitendinosus و gracilis رشته ای چهارگانه در طول بازسازی رباط صلیبی قدامی.

However the 21-year-old pairs were forced to take a five-minute pause after Zhang Hao crashed heavily after a failed throw quadruple salchow.

با این حال، زوج‌های 21 ساله مجبور شدند پس از سقوط شدید ژانگ هاو پس از یک پرش چهارگانه سالچو ناموفق، پنج دقیقه استراحت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید