quesadilla

[ایالات متحده]/ˌkɛs.əˈdiː.jə/
[بریتانیا]/ˌkɛs.əˈdiː.jə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی غذای مکزیکی که با یک تورتیا پر شده از پنیر و سایر مواد تشکیل شده است

عبارات و ترکیب‌ها

cheese quesadilla

ساندویچ کوئسادیلا پنیر

chicken quesadilla

ساندویچ کوئسادیلا مرغ

beef quesadilla

ساندویچ کوئسادیلا گوشت گاو

vegetable quesadilla

ساندویچ کوئسادیلا سبزیجات

spicy quesadilla

ساندویچ کوئسادیلا تند

quesadilla platter

سینی کوئسادیلا

quesadilla sauce

سس کوئسادیلا

quesadilla recipe

دستور تهیه کوئسادیلا

quesadilla maker

دستگاه تهیه کوئسادیلا

quesadilla night

شب کوئسادیلا

جملات نمونه

i love making a cheesy quesadilla for lunch.

من عاشق درست کردن یک کوئسادیلا پنیردار برای ناهار هستم.

she ordered a chicken quesadilla at the restaurant.

او یک کوئسادیلا مرغ در رستوران سفارش داد.

we usually serve quesadillas with salsa and guacamole.

ما معمولاً کوئسادیلا را با سالسا و گوآکاموله سرو می‌کنیم.

my favorite snack is a spicy quesadilla with jalapeños.

میان وعده مورد علاقه من یک کوئسادیلا تند با Jalapeño است.

he prefers a vegetarian quesadilla filled with peppers and onions.

او ترجیح می‌دهد یک کوئسادیلا گیاهی پر شده با فلفل و پیاز بخورد.

they enjoyed sharing a large quesadilla at the party.

آنها از به اشتراک گذاشتن یک کوئسادیلا بزرگ در مهمانی لذت بردند.

quesadillas are a great option for a quick dinner.

کوئسادیلاها یک گزینه عالی برای شام سریع هستند.

for a twist, try adding some pineapple to your quesadilla.

برای یک پیچش، سعی کنید کمی آناناس به کوئسادیلای خود اضافه کنید.

we often make quesadillas when we have leftover ingredients.

ما اغلب کوئسادیلا درست می‌کنیم وقتی مواد غذایی اضافی داریم.

quesadillas can be grilled or pan-fried for extra flavor.

کوئسادیلاها را می‌توان گریل یا سرخ کرد تا طعم بیشتری داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید