quint

[ایالات متحده]/kwɪnt/
[بریتانیا]/kwɪnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فاصله پنجم در موسیقی؛ یکی از پنج فرزند که همزمان به دنیا آمده‌اند؛ گروهی از پنج نفر؛ تیم بسکتبال
Word Forms
جمعquints

عبارات و ترکیب‌ها

quint essential

ضروری‌ترین

quint up

پنجم بالا

quintet performance

اجرای پنج‌تایی

quintuple effect

اثر پنج‌برابر

quint focus

تمرکز پنج‌گانه

quint measure

اندازه‌گیری پنج‌گانه

quint harmony

هماهنگی پنج‌گانه

quint angle

زاویه پنج‌گانه

quint boost

تقویت پنج‌گانه

quint style

سبک پنج‌گانه

جملات نمونه

she tried to quint the amount of sugar in her recipe.

او سعی کرد مقدار شکر را در دستور غذای خود کاهش دهد.

to quint the noise, he decided to wear earplugs.

برای کاهش صدا، او تصمیم گرفت از گوش‌گیر استفاده کند.

they needed to quint their expenses for the month.

آنها نیاز داشتند هزینه های خود را برای ماه کاهش دهند.

he managed to quint his workload by organizing his tasks.

او موفق شد حجم کاری خود را با سازماندهی وظایف خود کاهش دهد.

she wanted to quint her time spent on social media.

او می‌خواست زمان صرف شده خود در رسانه‌های اجتماعی را کاهش دهد.

it's important to quint distractions while studying.

هنگام مطالعه، کاهش عوامل حواس‌پرتی مهم است.

they aimed to quint their carbon footprint this year.

آنها قصد داشتند ردپای کربن خود را امسال کاهش دهند.

he decided to quint his caffeine intake for better sleep.

او تصمیم گرفت مصرف کافئین خود را برای داشتن خواب بهتر کاهش دهد.

to quint the chances of failure, they prepared thoroughly.

برای کاهش شانس شکست، آنها به طور کامل آماده شدند.

she found ways to quint the clutter in her home.

او راه هایی برای کاهش شلوغی در خانه خود پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید