quintet

[ایالات متحده]/kwɪn'tet/
[بریتانیا]/kwɪn'tɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروهی از پنج هنرمند یا خواننده که به عنوان یک تیم کار می‌کنند، به‌ویژه در موسیقی یا تئاتر
Word Forms
جمعquintets

عبارات و ترکیب‌ها

a musical quintet

یک گروه موسیقی پنج‌نفره

jazz quintet

گروه پنج‌نفره جاز

string quintet

گروه پنج‌نفره زهی

woodwind quintet

گروه پنج‌نفره سازهای بادی

جملات نمونه

Mendelssohn’s Quintet in B flat

پنتاگونتوئت مندلسون در B فلت

a novel about a quintet of interrelated lovers.

رمانی درباره پنج‌نفری از معشوقان مرتبط.

the quintet experienced difficulties from the get go .

پنتاگونی با مشکلات از همان ابتدا مواجه شد.

From France comes Quintet 3, the original color-changing production foulard.

از فرانسه، پنتاگونتوئت 3، شال تولیدی رنگی اصلی می‌آید.

a musical quintet performed at the concert

یک پنتاگونی موسیقیایی در کنسرت اجرا شد.

the quintet of friends went on a road trip

پنتاگونی دوستان به یک سفر جاده‌ای رفتند.

the quintet of flavors in the dish was delightful

پنتاگونی طعم ها در غذا لذت بخش بود.

the quintet of colors in the painting created a vibrant scene

پنتاگونی رنگ ها در نقاشی صحنه ای پر جنب و جوش ایجاد کرد.

the quintet of actors delivered a powerful performance

پنتاگونی بازیگران یک اجرا قدرتمند ارائه دادند.

the quintet of books on the shelf caught my eye

پنتاگونی کتاب ها روی قفسه توجه من را جلب کرد.

the quintet of dancers moved in perfect harmony

پنتاگونی رقصندگان با هماهنگی کامل حرکت کردند.

the quintet of spices added depth to the dish

پنتاگونی ادویه ها عمق را به غذا اضافه کرد.

the quintet of students worked together on the project

پنتاگونی دانش آموزان با هم روی پروژه کار کردند.

the quintet of planets aligned in the night sky

پنتاگونی سیارات در آسمان شب همسو شدند.

نمونه‌های واقعی

Sun's 'million-dollar quartet' could have been a quintet.

گروه «چهار نفره میلیون دلاری» سان احتمالاً می‌توانست یک پنج‌تایی باشد.

منبع: Jian Ya Reading 1

It sounded like a man was playing a quill while others were singing in quintet.

به نظر می‌رسید که یک مرد در حال نواختن قلم است در حالی که دیگران در حال خواندن در یک پنج‌تایی هستند.

منبع: Pan Pan

It was like with his quintet.

این مثل پنج‌تایی او بود.

منبع: 99% unknown stories

He called his band of six people a " quintet" not a " sextet." He even renamed his saxophone player.

او گروه شش نفره خود را «پنج‌تایی» نامید، نه «شش‌تایی». او حتی نام نوازنده ساکسیفون خود را تغییر داد.

منبع: 99% unknown stories

This idea, I think, came straight from Scott's quintet days–finding that sound that you liked the first time you hear it.

به نظر می‌رسد این ایده مستقیماً از دوران پنج‌تایی اسکات آمده است - پیدا کردن آن صدایی که اولین باری که آن را می‌شنوید دوست دارید.

منبع: 99% unknown stories

He'd just play it at the piano for his quintet and then have them play their parts back till they could do it right–note for note.

او فقط آن را برای پنج‌تایی خود در پیانو می‌نواخت و سپس از آنها می‌خواست قسمت‌های خود را دوباره بنوازند تا بتوانند آن را درست انجام دهند - نت به نت.

منبع: 99% unknown stories

The Pergamon is the most famous of the quintet of national museums that straddle Museumsinsel (Museum Island), a tourist-thronged isle in the River Spree at the heart of Germany's capital.

پروگامون مشهورترین موزه در میان پنج موزه ملی است که در Museumsinsel (جزیره موزه)، جزیره‌ای مملو از گردشگران در رودخانه اسپره در قلب پایتخت آلمان قرار دارد.

منبع: The Economist Culture

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید