quintuplet

[ایالات متحده]/ˈkwɪntʌplɪt/
[بریتانیا]/ˈkwɪnˌtʌplɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یکی از پنج فرزندی که در یک زایمان متولد شده است؛ گروهی از پنج؛ پنج مورد که به عنوان یک مجموعه در نظر گرفته شده‌اند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

quintuplet birth

تولد پنج‌قلو

quintuplet siblings

خواهر و برادران پنج‌قلو

quintuplet babies

نوزادان پنج‌قلو

quintuplet family

خانواده پنج‌قلو

quintuplet reunion

دیدار مجدد پنج‌قلوها

quintuplet challenge

چالش پنج‌قلو

quintuplet care

مراقبت از پنج‌قلوها

quintuplet study

مطالعه پنج‌قلو

quintuplet joke

شوخی پنج‌قلو

quintuplet event

رویداد پنج‌قلو

جملات نمونه

she gave birth to quintuplets last year.

او سال گذشته پنج قلو به دنیا آورد.

raising quintuplets can be quite a challenge.

پرورش پنج قلو می تواند چالش بزرگی باشد.

the quintuplets all have different personalities.

همه پنج قلو شخصیت های متفاوتی دارند.

they celebrated the quintuplets' birthday together.

آنها روز تولد پنج قلو را با هم جشن گرفتند.

the family received a lot of support for raising quintuplets.

خانواده از حمایت زیادی برای بزرگ کردن پنج قلو برخوردار بود.

quintuplets often require specialized care.

پنج قلوها اغلب به مراقتی تخصصی نیاز دارند.

it was a miracle to have quintuplets.

داشتن پنج قلو یک معجزه بود.

parents of quintuplets often share their experiences online.

والدین پنج قلو اغلب تجربیات خود را به صورت آنلاین به اشتراک می گذارند.

the quintuplets were featured in a documentary.

پنج قلوها در یک مستند معرفی شدند.

each quintuplet has a unique talent.

هر پنج قلو استعداد منحصر به فردی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید