quislings

[ایالات متحده]/ˈkwɪzlɪŋz/
[بریتانیا]/ˈkwɪzlɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خائنین یا همکاران، به ویژه در زمان جنگ

عبارات و ترکیب‌ها

quislings in power

خائنان در قدرت

quislings at work

خائنان در حال کار

quislings among us

خائنان در میان ما

quislings in politics

خائنان در سیاست

quislings for hire

خائنان برای استخدام

quislings in society

خائنان در جامعه

quislings exposed

خائنان افشا شده

quislings revealed

خائنان آشکار شده

quislings and traitors

خائنان و خائنین

quislings on trial

خائنان در دادگاه

جملات نمونه

history often remembers quislings as traitors.

تاریخ اغلب خائن‌نماها را به عنوان خائن به یاد می‌برد.

quislings can undermine national unity.

خائن‌نماها می‌توانند وحدت ملی را تضعیف کنند.

during the war, many quisling leaders emerged.

در طول جنگ، بسیاری از رهبران خائن‌نما ظهور کردند.

people often despise quisling collaborators.

مردم اغلب همدستان خائن‌نما را تحقیر می‌کنند.

quislings may seek power through betrayal.

خائن‌نماها ممکن است از طریق خیانت به دنبال قدرت باشند.

the term quisling is derived from a specific historical figure.

جملهٔ خائن‌نما از یک شخصیت تاریخی خاص گرفته شده است.

quislings often face severe consequences.

خائن‌نماها اغلب با عواقب وخیم روبرو می‌شوند.

many quisling regimes have fallen from power.

بسیاری از رژیم‌های خائن‌نما از قدرت سقوط کرده‌اند.

quislings are often remembered in infamy.

خائن‌نماها اغلب با ننگ به یاد می‌مانند.

in literature, quisling characters symbolize betrayal.

در ادبیات، شخصیت‌های خائن‌نما نمادی از خیانت هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید