quitter

[ایالات متحده]/'kwɪtə/
[بریتانیا]/'kwɪtɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که کارها را شروع می‌کند اما هرگز آنها را تمام نمی‌کند؛ فردی که به راحتی تسلیم می‌شود؛ کسی که در نیمه راه رها می‌کند.
Word Forms
جمعquitters

جملات نمونه

Don't be a quitter, keep pushing forward.

تسلیم نشو، به تلاش ادامه بده.

She's not a quitter, she always finishes what she starts.

او یک بازنده نیست، همیشه کاری را که شروع می‌کند به پایان می‌رساند.

Being a quitter is not an option if you want to succeed.

اگر می‌خواهید موفق باشید، تسلیم شدن یک گزینه نیست.

He's known as a quitter because he gives up easily.

او به عنوان یک بازنده شناخته می‌شود زیرا به راحتی دست می‌دهد.

She's labeled as a quitter by her classmates for dropping out of school.

او توسط همکلاسی‌هایش به عنوان یک بازنده برچسب‌گذاری شده است، زیرا از مدرسه کنار کشیده است.

A quitter never wins, and a winner never quits.

یک بازنده هرگز برنده نمی‌شود و یک برنده هرگز تسلیم نمی‌شود.

Don't be a quitter, keep going until you reach your goal.

تسلیم نشو، تا به هدف خود برسی به تلاش ادامه بده.

He's often seen as a quitter because he gives up when things get tough.

او اغلب به عنوان یک بازنده دیده می‌شود زیرا وقتی کارها سخت می‌شوند دست می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید