quotient

[ایالات متحده]/'kwəʊʃ(ə)nt/
[بریتانیا]/'kwoʃnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نتیجه یک تقسیم، عددی که با تقسیم یک عدد بر عدد دیگر به دست می‌آید
Word Forms
جمعquotients

عبارات و ترکیب‌ها

intelligence quotient

ضریب هوش

intelligence quotient (IQ)

ضریب هوش (IQ)

quotient space

فضای خارج قسمت

emotion quotient (EQ)

شاخص احساسات (EQ)

emotional quotient

شاخص هوش هیجانی

difference quotient

کسر تفاضلی

جملات نمونه

The quotient of 20 divided by 4 is 5.

حاصل تقسیم 20 بر 4 برابر با 5 است.

She calculated the quotient of the two numbers.

او حاصل تقسیم دو عدد را محاسبه کرد.

The quotient of hard work and dedication is success.

حاصل تلاش و تعهد موفقیت است.

He found the quotient of the fraction.

او حاصل تقسیم کسری را پیدا کرد.

Understanding is the quotient of knowledge and experience.

درک، حاصل تقسیم دانش و تجربه است.

The quotient of 36 divided by 6 is 6.

حاصل تقسیم 36 بر 6 برابر با 6 است.

The quotient of effort and talent often leads to achievement.

حاصل تلاش و استعداد اغلب منجر به موفقیت می شود.

She divided the total score by the number of participants to find the quotient.

او برای یافتن حاصل تقسیم، نمره کل را بر تعداد شرکت کنندگان تقسیم کرد.

The quotient of teamwork and communication is effective collaboration.

حاصل کار تیمی و ارتباط موثر، همکاری است.

He calculated the quotient quickly in his head.

او حاصل تقسیم را به سرعت در ذهنش محاسبه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید