remainder

[ایالات متحده]/rɪˈmeɪndə(r)/
[بریتانیا]/rɪˈmeɪndər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت باقی مانده؛ آنچه که باقی مانده است
Word Forms
جمعremainders
قسمت سوم فعلremaindered
صفت یا فعل حال استمراریremaindering
زمان گذشتهremaindered
شکل سوم شخص مفردremainders

عبارات و ترکیب‌ها

calculate the remainder

محاسبه باقیمانده

finding the remainder

پیدا کردن باقیمانده

remainder after division

باقیمانده پس از تقسیم

remainder theorem

قضیه باقیمانده

chinese remainder theorem

قضیه باقیمانده چینی

remainder term

جمله باقیمانده

جملات نمونه

the remainder of the year.

باقی سال

and the remainder is 3. 7

و باقیمانده 3. 7 است

a remnant of his past glory.See Synonyms at remainder

باقیمانده شکوه گذشته او. برای یافتن مترادف‌ها به بخش 'باقی‌مانده' مراجعه کنید

the partial remainder is shifted left.

باقی‌مانده جزئی به چپ منتقل می‌شود.

the remainder of one's life

باقی عمر

a poise between disparate and contradictory emotions. See also Synonyms at proportion ,remainder imbalance

یک تعادل بین احساسات متفاوت و متناقض. همچنین به مترادف‌ها در نسبت، باقیمانده، عدم تعادل مراجعه کنید.

Part of the new plant is now in operation and the remainder will be on stream later this month.

بخشی از کارخانه جدید اکنون در حال بهره‌برداری است و باقیمانده آن ماه آینده وارد مدار بهره‌برداری خواهد شد.

will spend the remainder (or rest ) of the day relaxing.

بقیه روز را به استراحت می‌گذرانند.

They joined up with us to spend the remainder of the holiday.

آنها به ما پیوستند تا باقی‌مانده تعطیلات را با ما سپری کنند.

Part of the new plant is now in operation and remainder will be on stream later this month.

بخشی از کارخانه جدید اکنون در حال بهره‌برداری است و باقیمانده آن ماه آینده وارد مدار بهره‌برداری خواهد شد.

Fifteen students in the class are girls and the remainder are boys.

پانزده دانش‌آموز در کلاس دختر هستند و باقیمانده پسر هستند.

titles are being remaindered increasingly quickly to save on overheads.

عنوان‌ها به طور فزاینده‌ای سریع‌تر برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها در حال بازیافت هستند.

ate some of the candy and gave the remainder (or rest ) away;

کمی از آب‌نبات را خوردند و باقیمانده (یا استراحت) را به دیگران دادند؛

The tall chimney which overtopped the remainder of the ruins rose right above their hiding-place.

دودکش بلند که از باقی‌مانده ویرانه‌ها بالاتر بود، درست بالای محل اختفای آنها قرار داشت.

18 is congruent to 42 modulo 12 because both 18 and 42 leave 6 as a remainder when divided by 12.

18 به پیمانه 12 با 42 هم‌اندازه است زیرا هم 18 و هم 42 وقتی بر 12 تقسیم می‌شوند، باقیمانده 6 را به جا می‌گذارند.

All the kinds of oil with its natural biological ingredients such as VE, β-carotine and others are purely natural without remainder solvent.

تمام انواع روغن با مواد طبیعی زیستی آن مانند VE، β-کاروتن و سایر موارد کاملاً طبیعی و بدون حلال باقیمانده هستند.

In fact, the butterfly only crept with wretched body and shrunken wings in the remainder of its life, and never flurr……

در واقع، پروانه تنها با بدنی نحیف و بال‌های کوچک در باقی‌مانده عمر خود خزید و هرگز پرواز نکرد...

نمونه‌های واقعی

Unless you have an epiphany, you will spend the remainder of your days alone.

مگر اینکه شهود داشته باشید، باقی روزهای زندگی خود را تنها سپری خواهید کرد.

منبع: The Simpsons Movie

Dozens of smaller firms make up the remainder of the market.

ده‌ها شرکت کوچکتر از باقی بازار تشکیل شده‌اند.

منبع: The Economist (Summary)

I liked it so much that I started reading the remainder.

من خیلی آن را دوست داشتم که شروع به خواندن باقی آن کردم.

منبع: Past National College Entrance Examination Listening Test Questions

Gregson sprang out of his chair and upset the remainder of his whisky and water.

گرگسون از روی صندلی‌اش برخاست و باقی ویسکی و آبش را ریخت.

منبع: A Study in Scarlet by Sherlock Holmes

This must be the remainder the Greek made the Africans of.

این باید باقی باشد که یونانیان به آفریقایی‌ها داده‌اند.

منبع: Moby-Dick

Pistorius is currently serving the remainder of his five-year sentence under house arrest.

پیستوریوس در حال حاضر دوران باقی‌مانده از پنج سال حبس خود را در حبس خانگی سپری می‌کند.

منبع: BBC Listening Collection December 2015

So, for the remainder of my speech, this is for the invisible kids.

بنابراین، برای باقی‌مانده سخنرانی من، این برای کودکان نامرئی است.

منبع: The Big Bang Theory Season 8

The Swede shouted a curse, but the storm also seized the remainder of the sentence.

سوئدی یک نفرین فریاد زد، اما طوفان نیز باقی‌مانده جمله را ربود.

منبع: VOA Special September 2019 Collection

The court magistrate is determined that you will live out the remainder of your days here at Briarcliff.

قاضی دادگاه مصمم است که شما باقی‌مانده روزهای خود را در اینجا در بریارکلیف سپری کنید.

منبع: American Horror Story: Season 2

Cantor has said he will serve out the remainder of his House term which ends in January.

کانتور گفته است که باقی‌مانده دوره نمایندگی مجلس خود را که در ژانویه به پایان می‌رسد، سپری خواهد کرد.

منبع: AP Listening August 2014 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید