rabbis

[ایالات متحده]/ˈræbaɪz/
[بریتانیا]/ˈræbaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رهبران یا معلمان مذهبی یهودی

عبارات و ترکیب‌ها

rabbis and scholars

روحانیون و دانشمندان

rabbis in training

روحانیون در حال آموزش

rabbis of old

روحانیون قدیمی

rabbis speak out

روحانیون صحبت می‌کنند

rabbis and leaders

روحانیون و رهبران

rabbis provide guidance

روحانیون راهنمایی ارائه می‌دهند

rabbis teach torah

روحانیون تورات آموزش می‌دهند

rabbis in community

روحانیون در جامعه

rabbis hold services

روحانیون خدمات مذهبی برگزار می‌کنند

rabbis offer blessings

روحانیون برکت می‌دهند

جملات نمونه

rabbis often lead community prayers.

روسها اغلب نمازهای جماعت را رهبری می‌کنند.

many rabbis study ancient texts.

بسیاری از روسها متون باستانی را مطالعه می‌کنند.

rabbis provide guidance on religious matters.

روسها در مسائل مذهبی راهنمایی ارائه می‌دهند.

some rabbis offer counseling services.

برخی از روسها خدمات مشاوره ارائه می‌دهند.

rabbis play a key role in jewish education.

روسها نقش مهمی در آموزش یهودی دارند.

many rabbis are involved in social justice initiatives.

بسیاری از روسها در طرح‌های عدالت اجتماعی مشارکت دارند.

rabbis often deliver sermons during holidays.

روسها اغلب در تعطیلات سخنرانی می‌کنند.

some rabbis specialize in interfaith dialogue.

برخی از روسها در گفتگوی بین ادیان تخصص دارند.

rabbis help families with life cycle events.

روسها به خانواده‌ها در مناسبت‌های زندگی کمک می‌کنند.

rabbis are respected leaders in the community.

روسها رهبران محترم در جامعه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید