racial

[ایالات متحده]/ˈreɪʃl/
[بریتانیا]/ˈreɪʃl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به نژاد.

عبارات و ترکیب‌ها

racial discrimination

تبعیض نژادی

racial profiling

تبعیض نژادی

racial prejudice

تبعیض نژادی

racial segregation

جداسازی نژادی

racial hatred

نفرت نژادی

racial equality

برابری نژادی

racial conflict

درگیری نژادی

racial group

گروه نژادی

racial identity

هویت نژادی

جملات نمونه

racial conflict; racial discrimination.

درگیری نژادی؛ تبعیض نژادی.

the nightmare of racial hatred.

ترس شبانه از نفرت نژادی

sexual and racial stereotypes.

کلیشه‌های جنسی و نژادی

victims of racial discrimination.

قربانیان تبعیض نژادی

accusations of racial prejudice.

اتهامات تبعیض نژادی.

an official policy of racial segregation.

یک سیاست رسمی جدای نژادی

They have the same racial type.

آنها از یک نوع نژادی هستند.

the myth of racial inferiority

افسانه برتری نژادی

racial discrimination was abhorrent to us all.

تبعیض نژادی برای همه ما غیرقابل تحمل بود.

racial hatred was anathema to her.

تبعیض نژادی برای او نوعی نفرت بود.

an organization aiming to promote racial equality.

سازمانی که هدف آن ترویج برابری نژادی است.

the offence of inciting racial hatred.

جرایم تحریک نفرت نژادی

Tottenham was a pressure point for racial tension.

تاتنهام یک نقطه فشار برای تنش‌های نژادی بود.

the government was supine in the face of racial injustice.

دولت در برابر بی‌عدالتی نژادی منفعل بود.

untoward jokes and racial remarks.

شوخی های نامناسب و اظهارات نژادی.

He spoke out against racial discrimination.

او با صدای بلند علیه تبعیض نژادی صحبت کرد.

نمونه‌های واقعی

For example, studies show that it can combat racial prejudice.

به عنوان مثال، مطالعات نشان داده‌اند که می‌تواند با تعصبات نژادی مقابله کند.

منبع: Simple Psychology

Nothing racial about it all, I should say.

هیچ چیز نژادی در مورد آن وجود ندارد، باید بگویم.

منبع: BBC Listening Collection October 2014

Everyone wants to take this to a racial place.

همه می‌خواهند این را به یک فضای نژادی ببرند.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

She shattered so many glass ceilings all while facing racial prejudice.

او سقف‌های شیشه‌ای زیادی را شکست، در حالی که با تعصبات نژادی روبرو بود.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

There also were large increases in some racial and ethnic groups.

همچنین افزایش‌های زیادی در برخی از گروه‌های نژادی و قومیتی وجود داشت.

منبع: This month VOA Special English

White people reported the condition more than other racial and ethnic groups.

سفیدپوستان این وضعیت را بیشتر از سایر گروه‌های نژادی و قومیتی گزارش کردند.

منبع: This month VOA Special English

Floyd's death inspired a worldwide reckoning over racial injustice.

مرگ فلوید الهام‌بخش یک محاسبه جهانی در مورد بی‌عدالتی نژادی شد.

منبع: AP Listening Collection June 2020

Racial laws and racial hatred were to follow Edward Kennedy Ellington all through his life.

قوانین نژادی و نفرت نژادی باید در طول زندگی ادوارد کندی الینگتن را دنبال کنند.

منبع: VOA Special October 2018 Collection

Here, he probably means different racial groups.

در اینجا، او احتمالاً گروه‌های نژادی مختلف را می‌پسندد.

منبع: Rachel's Classroom: 30-Day Check-in with 105 Words (Including Translations)

One was a state policy of racial discrimination.

یکی از سیاست‌های نژادی تبعیض ایالتی بود.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید