raft

[ایالات متحده]/rɑːft/
[بریتانیا]/ræft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختاری صاف که از چوب‌های درختی یا تخته‌ها ساخته شده و به عنوان قایق استفاده می‌شود
Word Forms
قسمت سوم فعلrafted
صفت یا فعل حال استمراریrafting
شکل سوم شخص مفردrafts
زمان گذشتهrafted
جمعrafts

عبارات و ترکیب‌ها

inflatable raft

قایق بادی

white-water rafting

شناورشدن در آب‌های خروشان

rafting trip

سفر رفتینگ

raft foundation

پایه‌ی قایق

life raft

قایق نجات

bamboo raft

قایق بامبو

جملات نمونه

a raft of government initiatives.

مجموعه ای از طرح های دولتی

a raft of ready-made excuses.

یک دسته از بهانه‌های آماده

asked a raft of questions.

پرسیدن یک دسته از سؤالات

The raft pitchpoled in the rapids.

قایق در آب‌های خروشان واژگون شد.

They made a raft and set it afloat.

آنها یک قایق ساختند و آن را در آب رها کردند.

I made for the life raft and hung on for dear life.

من به سمت قایق نجات رفتم و جان خود را برای نجات حفظ کردم.

I have rafted along the Rio Grande.

من در امتداد رودخانه بزرگ ریو (ریو گرانده) قایق سواری کرده‌ام.

the stores were rafted ashore.

محموله‌ها با قایق به ساحل منتقل شدند.

The raft was -ried by ocean currents to a small island.

قایق توسط جریان‌های اقیانوسی به یک جزیره کوچک برده شد.

He clung tightly to the raft to keep himself afloat.

او محکم به قایق چسبید تا خود را روی آب نگه دارد.

a hair-raising experience of whitewater rafting

یک تجربه هیجان انگیز از رفتن به قایق در آب‌های خروشان

great rafts of cormorants, often 5,000 strong.

جزایر بزرگی از چلغون‌ها، اغلب با بیش از 5000 نفر.

ceiling joists are used to tie the rafter feet.

تیرهای سقفی برای بستن پای خرپاست‌ها استفاده می‌شوند.

The raft came close to the rocks and then sheered away.

قایق به صخره‌ها نزدیک شد و سپس منحرف شد.

I watched with alarm as the current carried the raft and its passengers toward the dam.

من با نگرانی تماشا کردم که جریان قایق و مسافران آن را به سمت سد می‌برد.

The trithiocarbonate moiety in turn, functions as a reversible addition fragmentation chain transfer (RAFT) agent.

گروه تری‌تیوکربنات به نوبه خود، به عنوان یک عامل انتقال زنجیره تجزیه‌ای افزودنی معکوس (RAFT) عمل می‌کند.

Alexander’s engineers built floating rafts for the heavy catapults.

مهندسان اسکندر قایق‌های شناور برای کاتاپولت‌های سنگین ساختند.

As soon as I got started I took out after the raft, hot and heavy, right down the towhead.

به محض اینکه شروع کردم، به دنبال قایق رفتم، داغ و سنگین، درست در امتداد سر کشنده.

Once, there was a leaf of bamboo raft ferrying between today and yestreen, but it now vanished with only a broken rope and pole left.

روزی یک برگ قایق بامبو بین امروز و دیروز در حال حمل و نقل بود، اما اکنون فقط یک طناب و چوب شکسته باقی مانده است.

Leggo says Lotito is aiming to revive Lazio for the new season with a raft of Argentine signings, including Boca striker Rodrigo Palacio, River Plate goalkeeper Juan Pablo Carrizo and Riquelme.

بر اساس گزارش Leggo، لوتیتو قصد دارد با جذب بازیکنان آرژانتینی، لاتزیو را برای فصل جدید احیا کند، از جمله روبرتو پالاسیو، مهاجم بوکا، خوان پابلو کارریزو، دروازه‌بان ریور پلیت و ریکلم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید