rancor

[ایالات متحده]/ˈræŋkə/
[بریتانیا]/ˈræŋkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تلخی یا کینه، به ویژه زمانی که طولانی‌مدت باشد؛ بدخواهی عمیق‌ریشه
Word Forms
جمعrancors

عبارات و ترکیب‌ها

no rancor

بدون کینه

rancor and bitterness

کینه‌ و تلخی

rancor toward

کینه‌ نسبت به

feel rancor

احساس کینه

rancor remains

کینه باقی می‌ماند

rancor builds

کینه شکل می‌گیرد

express rancor

ابراز کینه

rancor lingers

کینه طول می‌کشد

rancor fades

کینه محو می‌شود

without rancor

بدون کینه

جملات نمونه

she held no rancor towards her old friend.

او نسبت به دوست قدیمی‌اش هیچ کینه‌ای نداشت.

despite the conflict, he managed to let go of his rancor.

با وجود درگیری، او توانست کینه خود را کنار بگذارد.

the rancor between the two teams was palpable.

کینه بین دو تیم بسیار آشکار بود.

she spoke without rancor, despite the harsh criticism.

او بدون کینه صحبت کرد، با وجود انتقادات تند.

rancor can poison relationships if not addressed.

اگر رسیدگی نشود، کینه می‌تواند روابط را مسموم کند.

he tried to resolve the rancor between his colleagues.

او سعی کرد کینه بین همکارانش را حل کند.

the rancor from past disputes still lingered.

کینه ناشی از اختلافات گذشته هنوز باقی بود.

they decided to move forward without rancor.

آنها تصمیم گرفتند بدون کینه به جلو بروند.

it’s important to confront rancor before it escalates.

قبل از اینکه تشدید شود، مهم است با کینه روبرو شوید.

he expressed his feelings without rancor or bitterness.

او احساسات خود را بدون کینه یا تلخی بیان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید