rascally

[ایالات متحده]/'rɑːskəlɪ/
[بریتانیا]/'ræskəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شیطنت‌آمیز; نادرست
adv. شیطنت‌آمیزانه; نادرستانه

جملات نمونه

He has a rascally sense of humor.

او حس شوخ طبعی شیطنت‌آمیز دارد.

The rascally kids were up to no good.

آن بچه‌های شیطان داشتند نقشه‌ای در سر می‌گرفتند.

The cat had a rascally look in its eyes.

گربه نگاهی شیطنت‌آمیز به چشمانش داشت.

She gave him a rascally smile.

او با لبخندی شیطنت‌آمیز به او نگاه کرد.

The rascally puppy chewed up the shoes.

سگ بچه شیطون کفش‌ها را جوید.

He pulled off a rascally prank on his friend.

او یک شوخی شیطنت‌آمیز با دوستش انجام داد.

The rascally squirrel stole the nuts.

سنجاب شیطون آجیل‌ها را دزدید.

The rascally behavior got him in trouble.

رفتار شیطنت‌آمیز او را در دردسر انداخت.

She couldn't stay mad at his rascally antics.

او نمی‌توانست به خاطر شیطنت‌های او عصبانی بماند.

The rascally cat knocked over the vase.

گربه شیطون گلدان را واژگون کرد.

نمونه‌های واقعی

This rascally little mammal is extremely adaptable.

این پستاندار کوچک و دست و پا چلفتی بسیار سازگار است.

منبع: National Geographic (Children's Section)

But for now, we're on the hunt for our rascally vasculies.

اما فعلاً، ما به دنبال رگ‌های دست و پا چلفتی خود هستیم.

منبع: Crash Course Botany

So, yeah, pretty different from restoration comedy which was witty, rascally and deeply cynical about human nature and society.

بنابراین، بله، بسیار متفاوت از کمدی بازسازی که هوشمندانه، دست و پا چلفتی و عمیقاً بدبینانه در مورد طبیعت و جامعه انسان بود.

منبع: Crash Course in Drama

But then those fellows never have rascally faces, or they would be arrested immediately.

اما آن افراد هرگز چهره‌های دست و پا چلفتی ندارند، در غیر این صورت فوراً دستگیر خواهند شد.

منبع: 11. Around the World in 80 Days (29 completed articles)

Have you so much as asked yourself if she loved your rascally grand-duke? Have you asked yourself if she loved anybody?

آیا تا به حال از خودتان پرسیده‌اید که آیا او عاشق دوک بزرگ دست و پا چلفتی شماست؟ آیا از خودتان پرسیده‌اید که آیا او عاشق کسی بود؟

منبع: The Mystery of 813 (Part Two)

My chief creditor is, unhappily, my most bitter enemy—a rascally fellow, Sam Brewer, whom I was once compelled to horsewhip on Newmarket Heath.

به بدبختی، بزرگترین طلبکار من، دشمن سرسخت من است - یک مرد دست و پا چلفتی، سم بروئر، که زمانی مجبور شدم او را در Newmarket Heath شلاق بزنم.

منبع: The Adventures of Sherlock Holmes: New Cases (Part Two)

So up she ran from the cellar; and sure enough the rascally cur had got the steak in his mouth, and was making off with it.

بنابراین او از زیرزمین دوید بالا؛ و مطمئنا سگ دست و پا چلفتی تکه گوشت را در دهان خود داشت و قصد داشت با آن فرار کند.

منبع: Grimm's Fairy Tales (Volume 1)

Some rascally speculators had profited from the funding of the debt at face value, but that was only an incident in the restoration of public credit.

برخی از سوداگران دست و پا چلفتی از تأمین مالی بدهی به ارزش اسمی سود بردند، اما این تنها یک حادثه در بازگرداندن اعتبار عمومی بود.

منبع: American history

As if too long lurking behind the headlands, till the Pequod should fairly have entered the straits, these rascally Asiatics were now in hot pursuit, to make up for their over-cautious delay.

گویی مدت زیادی در پشت خلیج‌ها کمین کرده بودند تا Pequod به طور عادلانه وارد آبراه شود، این آسیایی‌های دست و پا چلفتی اکنون به شدت در تعقیب بودند تا جبران تأخیر بیش از حد خود کنند.

منبع: Moby-Dick

There was a rascally smile on his white face as he turned round, and looking sharply out from under his thick red eyebrows, bent his ear towards the door, and listened.

لبخند دست و پا چلفتی روی صورت سفیدش بود وقتی برگشت و با نگاهی تیز از زیر ابروان قرمز و ضخیمش، گوش خود را به سمت در خم کرد و گوش داد.

منبع: Oliver Twist (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید