raze

[ایالات متحده]/reɪz/
[بریتانیا]/reɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. نابود کردن; از بین بردن; به سطح زمین رساندن; تخریب کردن
Word Forms
زمان گذشتهrazed
شکل سوم شخص مفردrazes
صفت یا فعل حال استمراریrazing
قسمت سوم فعلrazed

عبارات و ترکیب‌ها

raze the building

تخریب ساختمان

جملات نمونه

raze sth. from the mind

حذف کردن چیزی از ذهن

The city was razed by the earthqake.

شهر در اثر زلزله منهدم شد.

Fire razed the building to the ground.

آتش ساختمان را به طور کامل ویران کرد.

villages were razed to the ground .

دهکده‌ها به طور کامل ویران شدند.

Many villages were razed to the ground.

دهکده‌های زیادی به طور کامل ویران شدند.

The old school was razed to ground, and a new one was built.

مدرسه قدیمی به زمین افتاد و یک مدرسه جدید ساخته شد.

The conquerors tried to raze the very name of the people's national hero from their memories.

فتح کنندگان تلاش کردند نام قهرمان ملی مردم را از خاطره آنها محو کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید