reacquisition

[ایالات متحده]/ˌriː.əˈkwɪʃ.ən/
[بریتانیا]/ˌriː.əˈkwɪʃ.ən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل به دست آوردن چیزی دوباره

عبارات و ترکیب‌ها

reacquisition strategy

استراتژی بازتصاحب

reacquisition process

فرآیند بازتصاحب

reacquisition efforts

تلاش‌های بازتصاحب

reacquisition plan

برنامه بازتصاحب

reacquisition model

مدل بازتصاحب

reacquisition initiative

ابتکار عمل بازتصاحب

reacquisition analysis

تحلیل بازتصاحب

reacquisition trends

روندهای بازتصاحب

reacquisition framework

چارچوب بازتصاحب

reacquisition opportunities

فرصت‌های بازتصاحب

جملات نمونه

the company's reacquisition of its former subsidiary was unexpected.

بازخرید مجدد شرکت از شرکت فرعی سابق غیرمنتظره بود.

reacquisition of lost assets is crucial for financial recovery.

بازخرید دارایی‌های از دست رفته برای بازیابی مالی بسیار مهم است.

many businesses focus on the reacquisition of customer trust.

بسیاری از کسب و کارها بر بازسازی اعتماد مشتری تمرکز می‌کنند.

the reacquisition process can be complex and time-consuming.

فرآیند بازخرید می‌تواند پیچیده و زمان‌بر باشد.

reacquisition strategies can lead to increased market share.

استراتژی‌های بازخرید می‌تواند منجر به افزایش سهم بازار شود.

the team's reacquisition of their championship title was celebrated.

بازخرید عنوان قهرمانی تیم مورد استقبال قرار گرفت.

reacquisition of brand identity is essential after a merger.

بازسازی هویت برند پس از ادغام ضروری است.

the government supported the reacquisition of historical sites.

دولت از بازخرید مکان‌های تاریخی حمایت کرد.

reacquisition can help stabilize a fluctuating market.

بازخرید می‌تواند به تثبیت بازار نوسان‌دار کمک کند.

investors are hopeful about the company's reacquisition plans.

سرمایه‌گذاران نسبت به برنامه‌های بازخرید شرکت خوش‌بین هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید