recapture

[ایالات متحده]/riː'kæptʃə/
[بریتانیا]/ˌri'kæptʃɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دوباره ضبط کردن; دوباره تجربه کردن
n. عمل دوباره ضبط کردن; عمل دوباره تجربه کردن
Word Forms
زمان گذشتهrecaptured
قسمت سوم فعلrecaptured
جمعrecaptures
شکل سوم شخص مفردrecaptures
صفت یا فعل حال استمراریrecapturing

جملات نمونه

an attempt to recapture the past.

یک تلاش برای بازپس‌گیری گذشته.

to recapture one's youth

بازیافتن جوانی

They recaptured their trench.

آنها سنگر خود را بازپس گرفتند.

recapture a position from the enemy

موقعیتی را از دشمن بازپس بگیریم

Edward I recaptured the castle.

ادوارد اول قلعه را بازپس گرفت.

trying in vain to recapture his past

در تلاش بیهوده برای بازیافتن گذشته خود

if only one could recapture one's lost youth.

ای کاش می‌توانستند جوانی از دست رفته خود را بازپس بگیرند.

Burmese troops successfully recaptured the region.

نیروهای میانمار با موفقیت منطقه را بازپس گرفتند.

Leeds failed to recapture the form which had swept them to the title.

لیدز نتوانست فرمی را که آنها را به سمت قهرمانی سوق داده بود، بازپس بگیرد.

the programmes give viewers a chance to recapture their own childhoods.

این برنامه ها به بینندگان این فرصت را می دهد تا دوران کودکی خود را بازپس بگیرند.

Our troops recaptured the city, but they paid a heavy price for it.

نیروهای ما شهر را بازپس گرفتند، اما برای آن هزینه زیادی پرداخت کردند.

armed police have recaptured a prisoner who's been on the run for five days.

پلیس مسلح فردی را که پنج روز متواری بوده، بازپس گرفته است.

they rearrange what is dead, unresisting material, and I know that even Plutarch will never recapture Alexande.

آنها آنچه را که مرده و مقاومت‌ناپذیر است، دوباره مرتب می‌کنند، و من می‌دانم که حتی پلوتارخ هم نمی‌تواند الکساندر را دوباره به دست آورد.

If I am once put off I find it very difficult to recapture the same train of thought.

اگر یک بار دلسرد شوم، به سختی می توانم همان روند فکر را بازپس بگیرم.

Possibly I might be blamed a bit for my truantry, but the recapture of the Hispaniola was a clenching answer, and I hoped that even Captain Smollett would confess I had not lost my time.

احتمالاً ممکن است کمی به من سرزنش کنند به خاطر غیبت هایم، اما بازپس گیری هی اسپانیولا یک پاسخ قانع کننده بود، و امیدوار بودم حتی کاپیتان اسمولت اعتراف کند که من وقتم را هدر نداده ام.

نمونه‌های واقعی

The offensive to recapture Raqqa has not yet started.

تهاجم برای بازپس‌گیری الرقه هنوز آغاز نشده است.

منبع: VOA Standard November 2015 Collection

Iraqi and coalition forces recaptured Mosul in 2017.

نیروهای عراقی و ائتلاف در سال 2017 موصل را بازپس گرفتند.

منبع: VOA Special September 2022 Collection

Syrian state television showed images of shattered empty streets in Bouweida, the last village to be recaptured.

تلویزیون دولتی سوریه تصاویری از خیابان‌های ویران و خالی در بویهیدا، آخرین روستایی که بازپس گرفته شد، نشان داد.

منبع: BBC Listening Collection June 2013

But recently, government forces recaptured almost all these enclave.

اما اخیراً، نیروهای دولتی تقریباً همه این مناطق را بازپس گرفته‌اند.

منبع: BBC Listening Collection April 2018

And both the genie and the cat, as well as the words we say, cannot be recaptured.

و هم جن و هم گربه، و همچنین کلماتی که می‌گوییم، قابل بازپس‌گیری نیستند.

منبع: VOA Vocabulary Explanation

So Ukrainian officials claim to have recaptured more than 1,200 square miles since the beginning of September.

بنابراین مقامات اوکراینی ادعا می‌کنند که از ابتدای سپتامبر بیش از 1930 کیلومتر مربع را بازپس گرفته‌اند.

منبع: NPR News September 2022 Compilation

I don't know. This is all starting to feel like a sad attempt to recapture our youth.

نمی‌دانم. این شروع به احساس تلاش غم‌انگیزی برای بازپس‌گیری جوانی ما می‌کند.

منبع: The Big Bang Theory Season 10

The 47-day Argonne Offensive recaptured hundreds of square kilometers.

عملیات آفندی آرگون 47 روزه، صدها کیلومتر مربع را بازپس گرفت.

منبع: VOA Video Highlights

None of us has ever questioned that he deserves to be recaptured and handed back to the Dementors.

هیچکدام از ما هرگز سؤال نکرده‌ایم که آیا او شایسته بازپس‌گیری و تحویل به دمنتورها است یا خیر.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

Troops recaptured some farm areas along the city's edge.

نیروها مناطق مزرعه‌ای را در امتداد حاشیه شهر بازپس گرفتند.

منبع: AP Listening Collection May 2016

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید