readying

[ایالات متحده]/ˈrɛdɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɛdiɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آماده‌سازی یا تهیه برای چیزی
Word Forms
جمعreadyings

عبارات و ترکیب‌ها

readying the team

آماده‌سازی تیم

readying for launch

آماده‌سازی برای پرتاب

readying the equipment

آماده‌سازی تجهیزات

readying the project

آماده‌سازی پروژه

readying the presentation

آماده‌سازی ارائه

readying for action

آماده‌سازی برای اقدام

readying the materials

آماده‌سازی مواد

readying the strategy

آماده‌سازی استراتژی

readying the venue

آماده‌سازی مکان

readying the audience

آماده‌سازی مخاطبان

جملات نمونه

she is readying herself for the big presentation.

او خود را برای ارائه بزرگ آماده می‌کند.

the team is readying the equipment for the event.

تیم در حال آماده‌سازی تجهیزات برای رویداد است.

he spent the afternoon readying the house for guests.

او بعد از ظهر را برای آماده کردن خانه برای مهمانان گذراند.

they are readying the documents for the meeting.

آنها اسناد را برای جلسه آماده می‌کنند.

the chef is readying the ingredients for dinner.

سرآشپز مواد لازم را برای شام آماده می‌کند.

we are readying the children for their first day of school.

ما کودکان را برای اولین روز مدرسه آماده می‌کنیم.

the company is readying a new marketing strategy.

شرکت یک استراتژی بازاریابی جدید را آماده می‌کند.

she is readying her speech for the conference.

او سخنرانی خود را برای کنفرانس آماده می‌کند.

he is readying the car for a long trip.

او ماشین را برای یک سفر طولانی آماده می‌کند.

the students are readying themselves for the final exam.

دانشجویان خود را برای امتحان نهایی آماده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید