reappraisal

[ایالات متحده]/ˌri:əˈpreɪzəl/
[بریتانیا]/ˌriə'prezl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارزیابی مجدد
Word Forms

جملات نمونه

They have undertaken a reappraisal of pupils’ needs.

آنها یک ارزیابی مجدد از نیازهای دانش آموزان انجام داده اند.

a critical reappraisal of existing ideas and social institutions

یک ارزیابی مجدد انتقادی از ایده ها و نهادهای اجتماعی موجود

It's time for a reappraisal of the company's performance.

وقت آن است که عملکرد شرکت را مجدداً ارزیابی کرد.

The team conducted a thorough reappraisal of the project's budget.

تیم یک ارزیابی مجدد کامل از بودجه پروژه انجام داد.

She underwent a reappraisal of her priorities after the accident.

او پس از حادثه اولویت های خود را مجدداً ارزیابی کرد.

A reappraisal of the situation revealed new opportunities.

ارزیابی مجدد وضعیت فرصت های جدیدی را نشان داد.

The book received a reappraisal from critics years after its initial release.

سالها پس از انتشار اولیه، کتاب مورد ارزیابی مجدد منتقدان قرار گرفت.

The museum curator called for a reappraisal of the artwork's value.

نگهبان موزه خواستار ارزیابی مجدد ارزش اثر هنری شد.

The reappraisal of the housing market led to revised pricing strategies.

ارزیابی مجدد بازار مسکن منجر به استراتژی های قیمت گذاری اصلاح شده شد.

He believes that a reappraisal of the country's education system is necessary.

او معتقد است که ارزیابی مجدد سیستم آموزشی کشور ضروری است.

The artist's work is undergoing a reappraisal in the art world.

کارهای هنرمند در حال ارزیابی مجدد در دنیای هنر است.

The reappraisal of his skills resulted in a promotion at work.

ارزیابی مجدد مهارت های او منجر به ارتقای شغلی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید