conducting a reassessment
انجام ارزیابی مجدد
need for reassessment
نیاز به ارزیابی مجدد
ongoing reassessment process
فرآیند ارزیابی مجدد در حال انجام
The company is undergoing a reassessment of its strategic goals.
شرکت در حال ارزیابی مجدد اهداف استراتژیک خود است.
It's important to conduct a reassessment of your priorities from time to time.
اهمیت دارد که اولویت های خود را از زمان به زمان ارزیابی مجدد کنید.
The reassessment of the situation led to a change in our approach.
ارزیابی مجدد وضعیت منجر به تغییر در رویکرد ما شد.
A reassessment of the budget revealed some discrepancies.
ارزیابی مجدد بودجه برخی مغایرت ها را نشان داد.
After careful reassessment, we decided to move forward with the project.
پس از ارزیابی مجدد دقیق، تصمیم گرفتیم با پروژه پیش برویم.
The reassessment of the property value resulted in a higher appraisal.
ارزیابی مجدد ارزش ملک منجر به ارزیابی بالاتر شد.
The reassessment of her skills showed significant improvement.
ارزیابی مجدد مهارت های او نشان دهنده پیشرفت قابل توجهی بود.
The reassessment of the risk factors highlighted new challenges.
ارزیابی مجدد عوامل خطر، چالش های جدیدی را برجسته کرد.
The reassessment of the project timeline revealed delays.
ارزیابی مجدد جدول زمانی پروژه نشان دهنده تاخیر بود.
We need to schedule a reassessment of our progress next week.
ما باید هفته آینده یک ارزیابی مجدد از پیشرفت خود برنامه ریزی کنیم.
conducting a reassessment
انجام ارزیابی مجدد
need for reassessment
نیاز به ارزیابی مجدد
ongoing reassessment process
فرآیند ارزیابی مجدد در حال انجام
The company is undergoing a reassessment of its strategic goals.
شرکت در حال ارزیابی مجدد اهداف استراتژیک خود است.
It's important to conduct a reassessment of your priorities from time to time.
اهمیت دارد که اولویت های خود را از زمان به زمان ارزیابی مجدد کنید.
The reassessment of the situation led to a change in our approach.
ارزیابی مجدد وضعیت منجر به تغییر در رویکرد ما شد.
A reassessment of the budget revealed some discrepancies.
ارزیابی مجدد بودجه برخی مغایرت ها را نشان داد.
After careful reassessment, we decided to move forward with the project.
پس از ارزیابی مجدد دقیق، تصمیم گرفتیم با پروژه پیش برویم.
The reassessment of the property value resulted in a higher appraisal.
ارزیابی مجدد ارزش ملک منجر به ارزیابی بالاتر شد.
The reassessment of her skills showed significant improvement.
ارزیابی مجدد مهارت های او نشان دهنده پیشرفت قابل توجهی بود.
The reassessment of the risk factors highlighted new challenges.
ارزیابی مجدد عوامل خطر، چالش های جدیدی را برجسته کرد.
The reassessment of the project timeline revealed delays.
ارزیابی مجدد جدول زمانی پروژه نشان دهنده تاخیر بود.
We need to schedule a reassessment of our progress next week.
ما باید هفته آینده یک ارزیابی مجدد از پیشرفت خود برنامه ریزی کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید