reappraise

[ایالات متحده]/riːə'preɪz/
[بریتانیا]/ˌriə'prez/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

بازنگری کنید.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریreappraising
شکل سوم شخص مفردreappraises
قسمت سوم فعلreappraised
زمان گذشتهreappraised

جملات نمونه

it made me reappraise my attitudes.

این باعث شد نگرش‌های خود را دوباره ارزیابی کنم.

With existentialism, this paper tries to reappraise the main characters' personality value in The Scarlet Letter.

با اگزیستانسیالیسم، این مقاله سعی می‌کند ارزش شخصیت شخصیت‌های اصلی را در کتاب «حرف سرخ» دوباره ارزیابی کند.

It's important to regularly reappraise your goals to ensure you're on the right track.

برای اطمینان از اینکه در مسیر درست قرار دارید، به طور منظم اهداف خود را دوباره ارزیابی کنید.

She decided to reappraise her relationship with her colleagues after the conflict.

پس از درگیری، او تصمیم گرفت رابطه خود را با همکارانش دوباره ارزیابی کند.

The company needs to reappraise its marketing strategy for the upcoming year.

شرکت باید استراتژی بازاریابی خود را برای سال آینده دوباره ارزیابی کند.

It's time to reappraise the value of these antique paintings.

وقت آن است که ارزش این نقاشی‌های عتیقه را دوباره ارزیابی کنید.

He will have to reappraise his decision once he gets more information.

وقتی اطلاعات بیشتری به دست آورد، باید تصمیم خود را دوباره ارزیابی کند.

The team will need to reappraise their tactics after losing the first match.

تیم بعد از باخت در مسابقه اول باید تاکتیک‌های خود را دوباره ارزیابی کند.

It's a good idea to regularly reappraise your investments to ensure they are still suitable for your financial goals.

ایده خوبی است که به طور منظم سرمایه‌گذاری‌های خود را دوباره ارزیابی کنید تا مطمئن شوید که هنوز برای اهداف مالی شما مناسب هستند.

The government plans to reappraise the current tax system to make it more efficient.

دولت قصد دارد سیستم مالیاتی فعلی را دوباره ارزیابی کند تا آن را کارآمدتر کند.

After the project failed, they had to reappraise their approach to problem-solving.

پس از شکست پروژه، آنها مجبور شدند رویکرد خود را در حل مشکلات دوباره ارزیابی کنند.

She decided to reappraise her priorities and focus more on her personal growth.

او تصمیم گرفت اولویت‌های خود را دوباره ارزیابی کند و بیشتر بر رشد شخصی خود تمرکز کند.

نمونه‌های واقعی

Anniversaries are normally opportunities for reappraising the legacy of the great man or woman concerned.

سالگردها معمولاً فرصت‌هایی برای ارزیابی مجدد میراث مرد یا زن بزرگ مورد نظر هستند.

منبع: The Economist (Summary)

After seriously reappraising things, you might realize that you don't care who your ex dates.

پس از ارزیابی مجدد جدی مسائل، ممکن است متوجه شوید که مهم نیست چه کسی از شما جدا شده است.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

So they might reappraise their lives even though they haven't lost their jobs.

بنابراین، آنها ممکن است زندگی خود را ارزیابی مجدد کنند، حتی اگر شغل خود را از دست نداده اند.

منبع: Financial Times Podcast

This shift in the British political establishment also saw Churchill reappraise his own political allegiances.

این تغییر در ساختار سیاسی بریتانیا همچنین باعث شد که چرچیل وفاداری های سیاسی خود را ارزیابی مجدد کند.

منبع: Character Profile

What you thought you wanted can suddenly be reappraised...

آنچه فکر می کردید می خواهید، ناگهان می تواند ارزیابی مجدد شود...

منبع: Gossip Girl Season 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید