reassess

[ایالات متحده]/riːə'ses/
[بریتانیا]/'riə'sɛs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره ارزیابی کردن; دوباره مالیات بست; دوباره تقسیم کردن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریreassessing
شکل سوم شخص مفردreassesses
قسمت سوم فعلreassessed
زمان گذشتهreassessed
جمعreassesses

جملات نمونه

we have decided to reassess our timetable.

ما تصمیم گرفته‌ایم جدول زمانی خود را دوباره ارزیابی کنیم.

Plan to rethink, readdress, and reassess your working methods and your plans this month, and be ready to act next month, no sooner than February 4.

برنامه‌ریزی کنید، مجدداً فکر کنید، مجدداً آدرس دهید و روش‌های کاری و برنامه‌های خود را این ماه ارزیابی کنید و برای اقدام در ماه آینده، زودتر از ۴ فوریه آماده باشید.

It's important to reassess the situation regularly.

به طور منظم ارزیابی مجدد وضعیت مهم است.

She decided to reassess her career goals.

او تصمیم گرفت اهداف شغلی خود را دوباره ارزیابی کند.

The company needs to reassess its marketing strategy.

شرکت باید استراتژی بازاریابی خود را دوباره ارزیابی کند.

I think it's time to reassess our priorities.

من فکر می‌کنم زمان آن رسیده است که اولویت‌های خود را دوباره ارزیابی کنیم.

We should reassess the risks before making a decision.

ما باید خطرات را قبل از تصمیم‌گیری دوباره ارزیابی کنیم.

It's a good idea to reassess your budget periodically.

ایده خوبی است که به طور دوره‌ای بودجه خود را دوباره ارزیابی کنید.

He needs to reassess his approach to the problem.

او باید رویکرد خود به مشکل را دوباره ارزیابی کند.

The team will reassess the project timeline.

تیم جدول زمانی پروژه را دوباره ارزیابی خواهد کرد.

Let's reassess the impact of these changes.

بیایید تأثیر این تغییرات را دوباره ارزیابی کنیم.

She decided to reassess her relationships with certain people.

او تصمیم گرفت روابط خود با افراد خاصی را دوباره ارزیابی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید