reassesses

[ایالات متحده]/ˌriːəˈsɛsɪz/
[بریتانیا]/ˌriːəˈsɛsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره یا به طور متفاوت ارزیابی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

reassesses priorities

بازبینی اولویت‌ها

reassesses strategies

بازبینی استراتژی‌ها

reassesses goals

بازبینی اهداف

reassesses risks

بازبینی ریسک‌ها

reassesses options

بازبینی گزینه‌ها

reassesses needs

بازبینی نیازها

reassesses performance

بازبینی عملکرد

reassesses values

بازبینی ارزش‌ها

reassesses progress

بازبینی پیشرفت

reassesses criteria

بازبینی معیارها

جملات نمونه

the company reassesses its strategies every quarter.

شرکت هر سه ماهه استراتژی‌های خود را ارزیابی مجدد می‌کند.

she reassesses her goals at the beginning of each year.

او اهداف خود را در ابتدای هر سال ارزیابی مجدد می‌کند.

after the feedback, he reassesses his approach to the project.

پس از دریافت بازخورد، او رویکرد خود را نسبت به پروژه ارزیابی مجدد می‌کند.

the teacher reassesses the curriculum to improve student engagement.

معلم برنامه درسی را برای بهبود مشارکت دانش‌آموزان ارزیابی مجدد می‌کند.

the team reassesses their performance after each match.

تیم عملکرد خود را پس از هر مسابقه ارزیابی مجدد می‌کند.

in light of new evidence, the scientist reassesses his hypothesis.

با توجه به شواهد جدید، دانشمند فرضیه خود را ارزیابی مجدد می‌کند.

the board reassesses the financial situation regularly.

هیئت مدیره به طور منظم وضعیت مالی را ارزیابی مجدد می‌کند.

she reassesses her priorities when life gets overwhelming.

وقتی زندگی طاقت‌فرسا می‌شود، او اولویت‌های خود را ارزیابی مجدد می‌کند.

the analyst reassesses market trends every six months.

تحلیلگر روند بازار را هر شش ماه ارزیابی مجدد می‌کند.

he reassesses his investments based on current market conditions.

او سرمایه‌گذاری‌های خود را بر اساس شرایط فعلی بازار ارزیابی مجدد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید