reconsiders

[ایالات متحده]/ˌriːkənˈsɪdə/
[بریتانیا]/ˌriːkənˈsɪdər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره به (چیزی) فکر کردن، به ویژه به منظور تغییر یک تصمیم

عبارات و ترکیب‌ها

reconsiders options

بازبینی گزینه‌ها

reconsiders decision

بازبینی تصمیم

reconsiders proposal

بازبینی پیشنهاد

reconsiders approach

بازبینی رویکرد

reconsiders strategy

بازبینی استراتژی

reconsiders plan

بازبینی برنامه

reconsiders stance

بازبینی موضع

reconsiders priorities

بازبینی اولویت‌ها

reconsiders evidence

بازبینی مدارک

جملات نمونه

she often reconsiders her career choices.

او اغلب انتخاب‌های شغلی خود را دوباره بررسی می‌کند.

he reconsiders his decision after hearing new information.

او تصمیم خود را پس از شنیدن اطلاعات جدید دوباره در نظر می‌گیرد.

the committee reconsiders the proposal before voting.

کمیته پیشنهاد را قبل از رای گیری دوباره در نظر می‌گیرد.

she reconsiders her travel plans due to the weather.

او برنامه‌های سفر خود را به دلیل آب و هوا دوباره در نظر می‌گیرد.

after some reflection, he reconsiders his stance on the issue.

پس از کمی تفکر، او موضع خود در مورد موضوع را دوباره در نظر می‌گیرد.

the teacher reconsiders the grading policy each semester.

معلم هر ترم سیاست نمره‌دهی را دوباره در نظر می‌گیرد.

she reconsiders her investments based on market trends.

او سرمایه‌گذاری‌های خود را بر اساس روند بازار دوباره در نظر می‌گیرد.

he reconsiders his options before making a final choice.

او قبل از اتخاذ تصمیم نهایی، گزینه‌های خود را دوباره در نظر می‌گیرد.

the manager reconsiders the budget allocation for next year.

مدیر تخصیص بودجه برای سال آینده را دوباره در نظر می‌گیرد.

after the meeting, she reconsiders her approach to the project.

پس از جلسه، او رویکرد خود را نسبت به پروژه دوباره در نظر می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید