reattachment surgery
جراحی بازپیوستگی
reattachment procedure
روش بازپیوستگی
reattachment technique
تکنیک بازپیوستگی
reattachment site
محل بازپیوستگی
reattachment process
فرآیند بازپیوستگی
reattachment method
روش بازپیوستگی
reattachment failure
شکست بازپیوستگی
reattachment success
موفقیت بازپیوستگی
reattachment guidelines
دستورالعملهای بازپیوستگی
reattachment outcomes
نتایج بازپیوستگی
reattachment of the severed limb was successful.
بازپیوستی اندام بریده شده با موفقیت انجام شد.
the doctor explained the reattachment procedure in detail.
پزشک فرآیند بازپیوستی را به طور مفصل توضیح داد.
after the accident, reattachment was the only option.
پس از حادثه، بازپیوستی تنها گزینه بود.
successful reattachment can restore function to the hand.
بازپیوستی موفقیت آمیز می تواند عملکرد دست را بازگرداند.
she faced a long recovery after the reattachment surgery.
او پس از جراحی بازپیوستی با یک دوره نقاهت طولانی روبرو شد.
reattachment requires careful planning and execution.
بازپیوستی نیاز به برنامه ریزی و اجرا دقیق دارد.
he was relieved to hear about the reattachment success.
او از شنیدن خبر موفقیت بازپیوستی احساس راحتی کرد.
reattachment techniques have advanced significantly.
تکنیک های بازپیوستی به طور قابل توجهی پیشرفت کرده اند.
the team specialized in limb reattachment surgeries.
تیم در جراحی های بازپیوستی اندام تخصص داشت.
they discussed the risks involved in reattachment procedures.
آنها خطرات مرتبط با روش های بازپیوستی را مورد بحث قرار دادند.
reattachment surgery
جراحی بازپیوستگی
reattachment procedure
روش بازپیوستگی
reattachment technique
تکنیک بازپیوستگی
reattachment site
محل بازپیوستگی
reattachment process
فرآیند بازپیوستگی
reattachment method
روش بازپیوستگی
reattachment failure
شکست بازپیوستگی
reattachment success
موفقیت بازپیوستگی
reattachment guidelines
دستورالعملهای بازپیوستگی
reattachment outcomes
نتایج بازپیوستگی
reattachment of the severed limb was successful.
بازپیوستی اندام بریده شده با موفقیت انجام شد.
the doctor explained the reattachment procedure in detail.
پزشک فرآیند بازپیوستی را به طور مفصل توضیح داد.
after the accident, reattachment was the only option.
پس از حادثه، بازپیوستی تنها گزینه بود.
successful reattachment can restore function to the hand.
بازپیوستی موفقیت آمیز می تواند عملکرد دست را بازگرداند.
she faced a long recovery after the reattachment surgery.
او پس از جراحی بازپیوستی با یک دوره نقاهت طولانی روبرو شد.
reattachment requires careful planning and execution.
بازپیوستی نیاز به برنامه ریزی و اجرا دقیق دارد.
he was relieved to hear about the reattachment success.
او از شنیدن خبر موفقیت بازپیوستی احساس راحتی کرد.
reattachment techniques have advanced significantly.
تکنیک های بازپیوستی به طور قابل توجهی پیشرفت کرده اند.
the team specialized in limb reattachment surgeries.
تیم در جراحی های بازپیوستی اندام تخصص داشت.
they discussed the risks involved in reattachment procedures.
آنها خطرات مرتبط با روش های بازپیوستی را مورد بحث قرار دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید