riot

[ایالات متحده]/ˈraɪət/
[بریتانیا]/ˈraɪət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اختلال عمومی خشونت‌آمیز، که معمولاً شامل تعداد زیادی از مردم می‌شود
vi. در یک اختلال عمومی خشونت‌آمیز شرکت کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلrioted
صفت یا فعل حال استمراریrioting
شکل سوم شخص مفردriots
جمعriots
زمان گذشتهrioted

عبارات و ترکیب‌ها

riot police

پلیس ضد شورش

riot in

جنب و جوش

run riot

بی‌مهار شدن

riot act

اعلام ممنوعیت

riot gear

تجهیزات ضد شورش

جملات نمونه

The garden was a riot of colour.

باغ مملو از رنگ بود.

They are rioting in the streets.

آنها در خیابان‌ها دست به شورش زده‌اند.

the riot squad gave no quarter.

گروه شورشیان هیچ رحمی نشان ندادند.

a violent confrontation with riot police.

یک رویارویی خشونت‌آمیز با پلیس ضد شورش.

put down a riot by force

با زور شورش را سرکوب کنید.

They rioted in the streets.

آنها در خیابان‌ها دست به شورش زدند.

riots broke out in the capital.

شورش‌ها در پایتخت درگرفت.

students rioted in Paris.

دانشجویان در پاریس دست به شورش زدند.

The garden was a riot of colors in August.

باغ در ماه آگوست مملو از رنگ‌های متنوع بود.

riots that are combusting whole provinces.

شورش‌هایی که در حال به آتش کشیدن استان‌های کامل هستند.

The riots swept the industrial north and midland.

شورش‌ها شمال و مرکز صنعتی را در بر گرفت.

There were many riot policemen with batons.

چندین افسر پلیس ضد شورش با چوب در آنجا بودند.

Yesterday’s riot broke out at the instigation of an unknown politician.

غوغای دیروز در پی تحریک یک سیاستمدار ناشناس رخ داد.

riot and conspiracy charges should be brought against them.

اتهام شورش و توطئه باید علیه آنها مطرح شود.

riot police were drafted in to break up the blockade.

نیروهای پلیس ضد شورش برای شکستن محاصره فراخوانده شدند.

a riot of emotions raged through Fabia.

یک آشوب از احساسات از طریق فابیا گذشت.

an unrepentant prodigal son, rioting off to far countries.

یک پسر اسرافکار و توبه نکرده که به کشورهای دوردست هوس‌رانی می‌کند.

the woods in autumn are a riot of russet and gold.

جنگل‌ها در پاییز مملو از رنگ‌های قهوه‌ای مایل به قرمز و طلایی هستند.

نمونه‌های واقعی

But his heart was in a constant, turbulent riot.

اما قلب او در هر لحظه در آشوب و هرج و مرج مداوم بود.

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

And then something happened which almost caused a riot.

و سپس اتفاقی افتاد که تقریباً باعث ایجاد شور شد.

منبع: The Adventures of Pinocchio

Trump was accused of using the platforms to stoke the riot.

ترامپ متهم شد که از این پلتفرم‌ها برای تشدید شور استفاده کرده است.

منبع: VOA Standard English_Americas

Are you crazy? You'll start a riot.

دیوانه ای؟ شما یک شور ایجاد خواهید کرد.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

'Mighty Casey at the Bat' What a riot!

'قهرمانان قدرتمند در زمین بیسبال' چه شور و هیجانی!

منبع: Volume 4

You could call a really fun event a riot.

می‌توانید یک رویداد بسیار سرگرم‌کننده را یک شور و هیجان بنامید.

منبع: VOA Special October 2021 Collection

The military were called out to put down the riot.

نظاميان فراخوانده شدند تا شور را سرکوب کنند.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

Singapore's Little India is a riot of colour, sound and smells.

منطقه لیتل ایندیا سنگاپور، یک شور و هیجان از رنگ، صدا و بوها است.

منبع: Travel around the world

Security will be tighter than ever after last week's capital riots.

پس از شورهای اخیر در پایتخت، امنیت از همیشه بیشتر خواهد بود.

منبع: BBC World Headlines

And if you did you might start a riot or a war.

و اگر این کار را انجام می‌دادید، ممکن بود شور یا جنگی را آغاز کنید.

منبع: Realm of Legends

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید