rebooting now
در حال بازنشانی
system rebooting
سیستم در حال بازنشانی است
rebooting process
فرآیند بازنشانی
after rebooting
پس از بازنشانی
rebooting failed
بازنشانی با شکست مواجه شد
try rebooting
تلاش کنید دوباره بازنشانی کنید
rebooting quickly
سریع بازنشانی میشود
rebooting device
دستگاه در حال بازنشانی است
rebooting server
سرور در حال بازنشانی است
rebooting soon
به زودی بازنشانی خواهد شد
the system is currently rebooting after the update.
سیستم در حال بارگذاری مجدد پس از بهروزرسانی است.
before rebooting, save all your open files.
قبل از بارگذاری مجدد، تمام فایلهای باز خود را ذخیره کنید.
the server requires a complete rebooting process.
سرور نیاز به فرآیند بارگذاری مجدد کامل دارد.
after the crash, the phone started rebooting automatically.
پس از خطا، تلفن بهطور خودکار شروع به بارگذاری مجدد کرد.
we're scheduling a rebooting window for maintenance.
ما یک پنجره بارگذاری مجدد را برای نگهداری برنامهریزی میکنیم.
is the computer still rebooting? it's taking a while.
کامپیوتر هنوز در حال بارگذاری مجدد است؟ این زمان زیادی میبرد.
a soft rebooting is preferable to a hard reset.
بارگذاری مجدد نرم نسبت به بازنشانی سخت ترجیح داده میشود.
the game will require a rebooting to apply the patch.
برای اعمال پچ، بازی نیاز به بارگذاری مجدد دارد.
following the power outage, the router is rebooting.
پس از قطع برق، مسیریاب در حال بارگذاری مجدد است.
the operating system needs rebooting to finalize the installation.
سیستمعامل نیاز به بارگذاری مجدد دارد تا نصب را به پایان برساند.
consider a factory rebooting as a last resort.
بارگذاری مجدد کارخانه را به عنوان آخرین گزینه در نظر بگیرید.
rebooting now
در حال بازنشانی
system rebooting
سیستم در حال بازنشانی است
rebooting process
فرآیند بازنشانی
after rebooting
پس از بازنشانی
rebooting failed
بازنشانی با شکست مواجه شد
try rebooting
تلاش کنید دوباره بازنشانی کنید
rebooting quickly
سریع بازنشانی میشود
rebooting device
دستگاه در حال بازنشانی است
rebooting server
سرور در حال بازنشانی است
rebooting soon
به زودی بازنشانی خواهد شد
the system is currently rebooting after the update.
سیستم در حال بارگذاری مجدد پس از بهروزرسانی است.
before rebooting, save all your open files.
قبل از بارگذاری مجدد، تمام فایلهای باز خود را ذخیره کنید.
the server requires a complete rebooting process.
سرور نیاز به فرآیند بارگذاری مجدد کامل دارد.
after the crash, the phone started rebooting automatically.
پس از خطا، تلفن بهطور خودکار شروع به بارگذاری مجدد کرد.
we're scheduling a rebooting window for maintenance.
ما یک پنجره بارگذاری مجدد را برای نگهداری برنامهریزی میکنیم.
is the computer still rebooting? it's taking a while.
کامپیوتر هنوز در حال بارگذاری مجدد است؟ این زمان زیادی میبرد.
a soft rebooting is preferable to a hard reset.
بارگذاری مجدد نرم نسبت به بازنشانی سخت ترجیح داده میشود.
the game will require a rebooting to apply the patch.
برای اعمال پچ، بازی نیاز به بارگذاری مجدد دارد.
following the power outage, the router is rebooting.
پس از قطع برق، مسیریاب در حال بارگذاری مجدد است.
the operating system needs rebooting to finalize the installation.
سیستمعامل نیاز به بارگذاری مجدد دارد تا نصب را به پایان برساند.
consider a factory rebooting as a last resort.
بارگذاری مجدد کارخانه را به عنوان آخرین گزینه در نظر بگیرید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید