rebounding

[ایالات متحده]/rɪˈbaʊndɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈbaʊndɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پرش یا برگشتن
v. شکل حال استمراری rebound؛ به عقب برگشتن

عبارات و ترکیب‌ها

rebounding economy

اقتصاد در حال رونق

rebounding market

بازار در حال رونق

rebounding sales

فروش در حال رونق

rebounding stock

سهام در حال رونق

rebounding trend

روند در حال رونق

rebounding player

بازیکن در حال رونق

rebounding performance

عملکرد در حال رونق

rebounding interest

علاقه در حال رونق

rebounding prices

قیمت‌ها در حال رونق

rebounding growth

رشد در حال رونق

جملات نمونه

the basketball team is rebounding well this season.

تیم بسکتبال این فصل عملکرد خوبی در کسب توپ‌های برگشتی دارد.

rebounding from setbacks is essential for success.

بازیابی از پس‌لرزه‌ها برای موفقیت ضروری است.

he is rebounding quickly after his injury.

او پس از آسیب‌دیدگی به سرعت در حال بهبودی است.

the economy is rebounding after a tough year.

اقتصاد پس از یک سال سخت در حال بهبود است.

rebounding can improve your overall fitness.

کسب توپ‌های برگشتی می‌تواند به بهبود تناسب اندام کلی شما کمک کند.

she is rebounding emotionally after the breakup.

او پس از جدایی، از نظر احساسی در حال بهبودی است.

rebounding off the walls adds excitement to the game.

پرش از دیوارها هیجان را به بازی اضافه می‌کند.

the stock market is rebounding after a decline.

بازار سهام پس از کاهش در حال بهبود است.

he focused on rebounding after his initial failure.

او پس از شکست اولیه روی بهبود تمرکز کرد.

rebounding is a key skill in basketball.

کسب توپ‌های برگشتی یک مهارت کلیدی در بسکتبال است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید