rebutter

[ایالات متحده]/rɪˈbʌtə/
[بریتانیا]/rɪˈbʌtər/

ترجمه

n. کسی که یک استدلال را رد می‌کند یا به آن پاسخ می‌دهد؛ سومین پاسخ در یک استدلال قانونی؛ نکته‌ای که در رد مطرح می‌شود
Word Forms
جمعrebutters

عبارات و ترکیب‌ها

rebutter the toast

سر کردن تست

rebutter with cream

سر کردن با خامه

rebutter the bread

سر کردن نان

rebutter the sandwich

سر کردن ساندویچ

rebutter for flavor

سر کردن برای طعم

rebutter before serving

قبل از سرو کردن سر کنید

rebutter the bagel

سر کردن بیگل

rebutter on demand

در صورت درخواست سر کنید

rebutter for texture

سر کردن برای بافت

rebutter with herbs

سر کردن با گیاهان

جملات نمونه

he prepared a strong rebutter to counter the accusations.

او یک پاسخ قوی برای رد اتهامات آماده کرد.

the lawyer's rebutter was convincing and well-structured.

پاسخ دادرس قانع‌کننده و ساختاریافته بود.

in her debate, she used a rebutter to challenge his claims.

در بحث خود، او از یک پاسخ برای به چالش کشیدن ادعای او استفاده کرد.

the rebutter highlighted flaws in the opposing argument.

پاسخ نقاط ضعف استدلال مخالف را برجسته کرد.

he delivered a powerful rebutter that swayed the audience.

او پاسخی قدرتمند ارائه داد که مخاطبان را متقاعد کرد.

her rebutter effectively dismantled the false narrative.

پاسخ او به طور موثر روایت نادرست را از هم پاشید.

the rebutter was well-researched and factual.

پاسخ به خوبی تحقیق شده و مستند بود.

during the meeting, he presented a rebutter to the proposal.

در طول جلسه، او پاسخی به پیشنهاد ارائه داد.

she crafted a rebutter that addressed all the criticisms.

او پاسخی طراحی کرد که به همه انتقادات رسیدگی می‌کرد.

the rebutter was so effective that it changed opinions.

پاسخ به اندازه‌ای موثر بود که نظرات را تغییر داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید