argue

[ایالات متحده]/ˈɑːɡjuː/
[بریتانیا]/ˈɑːrɡjuː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. و vi. دعوا کردن، بحث کردن
vt. به شدت اصرار کردن، دلایل را ارائه دادن تا اثبات کند، متقاعد کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردargues
قسمت سوم فعلargued
زمان گذشتهargued
صفت یا فعل حال استمراریarguing
جمعargues

عبارات و ترکیب‌ها

argue with

بحث کردن با

argue about

بحث کردن درباره

argue for

طرفداري کردن

argue over

بحث کردن درباره

argue against

مخالفت کردن

argue on

بحث کردن در مورد

جملات نمونه

don't argue with me.

با من بحث نکن.

It is not my intention to argue with you.

من قصد بحث با شما را ندارم.

It would be idle to argue further.

ادامه بحث بی فایده است.

I wasn't going to argue with a gun.

من قصد بحث با یک تفنگ را نداشتم.

it's a waste of time trying to argue with him.

سعی کردن برای بحث با او اتلاف وقت است.

They argued the case for hours.

آنها برای ساعت ها پرونده را استدلال کردند.

argued with forceful utterance.

با بیان قوی استدلال کرد.

It is not always reliable to argue by analogy.

استدلال بر اساس قیاس همیشه قابل اعتماد نیست.

I won't argue about the matter.

من در مورد این موضوع بحث نخواهم کرد.

They argued against such a policy.

آنها با چنین سیاستی مخالفت کردند.

They argued away yesterday morning.

آنها صبح دیروز استدلال کردند.

They argued me into going.

آنها مرا متقاعد کردند که بروم.

They sometimes argue off for hours.

آنها گاهی اوقات برای ساعت ها بحث می کنند.

To argue with him is like beating the air.

بحث با او مثل ضربه زدن به هواست.

She argued for import control.

او از کنترل واردات حمایت کرد.

They argued with great heat.

آنها با حرارت زیاد بحث کردند.

argued the case in all seriousness.

پرونده را با تمام جدیت استدلال کرد.

نمونه‌های واقعی

We were fools to argue. Let's never argue again!

ما احمق بودیم که بحث کردیم. دیگر هرگز بحث نکنیم!

منبع: Grammar Lecture Hall

He had two hobbies. The first was arguing. He argued with everybody.

او دو سرگرمی داشت. اولی بحث کردن بود. او با همه بحث می کرد.

منبع: The Hound of the Baskervilles

Well, I certainly couldn't argue with that.

خب، من قطعاً نمی توانستم با آن مخالف باشم.

منبع: TED Talks (Video Edition) January 2016 Collection

Yeah well I can't argue with that.

بله خب، من نمی توانم با آن مخالف باشم.

منبع: Lost Girl Season 4

Instead they were just arguing all the time.

به جای آن، آنها همیشه فقط بحث می کردند.

منبع: Little Bear Charlie

He heard us arguing on the phone.

او صدای بحث ما را در تلفن شنید.

منبع: Gossip Girl Selected

Many argue that it is a flawed concept.

بسیاری استدلال می کنند که یک مفهوم معیوب است.

منبع: Past years' graduate entrance exam English reading true questions.

" I can't believe your being so... unbrotherly, " Tom argued.

« باورم نمی شود که شما اینقدر... غیر برادرانه هستید،» تام استدلال کرد.

منبع: PragerU Fun Topics

She was worried that you often argue with your friends.

او نگران بود که شما اغلب با دوستان خود بحث می کنید.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

But critics have long argued shelters aren't the answer.

اما منتقدان مدت طولانی استدلال کرده اند که سرپناه ها راه حل نیستند.

منبع: CNN 10 Student English Compilation October 2022

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید