recant

[ایالات متحده]/rɪˈkænt/
[بریتانیا]/rɪˈkænt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به طور عمومی اعلام کردن که کنار گذاشتن یا اشتباهات را قبول کردن
vt. انصراف دادن؛ پس گرفتن.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردrecants
زمان گذشتهrecanted
صفت یا فعل حال استمراریrecanting
قسمت سوم فعلrecanted

جملات نمونه

He was forced to recant his previous statement during the interrogation.

او مجبور شد در طول بازجویی اظهارات قبلی خود را پس بگیرد.

The politician refused to recant his controversial remarks.

سیاستمدار از پس گرفتن اظهارات بحث برانگیزش امتناع کرد.

She had to recant her support for the new policy after facing backlash.

او پس از مواجهه با واکنش منفی مجبور شد از حمایت خود از سیاست جدید دست بکشد.

The scientist was pressured to recant his findings by the funding organization.

سازمان تامین کننده از دانشمند خواست تا یافته های خود را پس بگیرد.

The defendant decided to recant his confession in court.

متهم تصمیم گرفت اعتراف خود را در دادگاه پس بگیرد.

She was accused of heresy and forced to recant her beliefs.

او به ارتداد متهم شد و مجبور شد باورهای خود را پس بگیرد.

The witness recanted his testimony under oath.

شهود تحت سوگند شهادت خود را پس گرفت.

The author refused to recant his controversial views in the face of criticism.

نویسنده با وجود انتقادها از پس گرفتن دیدگاه های بحث برانگیزش امتناع کرد.

The company CEO had to recant his promise of no layoffs due to financial difficulties.

به دلیل مشکلات مالی، مدیرعامل شرکت مجبور شد وعده عدم اخراج را پس بگیرد.

The student was pressured to recant his plagiarism by the school administration.

مدیریت مدرسه از دانش آموز خواست تا تقلب خود را پس بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید