reciprocate

[ایالات متحده]/rɪˈsɪprəkeɪt/
[بریتانیا]/rɪˈsɪprəkeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. در عوض پرداخت کردن؛ به یک حرکت یا عمل پاسخ دادن
vi. (از یک بخش از ماشین) به جلو و عقب در یک خط مستقیم حرکت کردن.
Word Forms
جمعreciprocates
صفت یا فعل حال استمراریreciprocating
زمان گذشتهreciprocated
شکل سوم شخص مفردreciprocates
قسمت سوم فعلreciprocated

جملات نمونه

requite another's love.See Synonyms at reciprocate

به دو طرفه بودن نیاز داشته باشید. برای مترادف ها به جایگزینی مراجعه کنید

reciprocate sb.'s good wishes

به آرزوی خوب کسی پاسخ دهید

He reciprocated my good wishes.

او به آرزوی خوب من پاسخ داد.

Although she did not reciprocate his feelings, she did not discourage him.

اگرچه او احساسات او را پاسخ نداد، اما او را دلگرم نکرد.

7.Third process: After operated by the back forward gas baffler, the paper reciprocates to the drum of the third layer to perform flanging of the front side.

فرآیند سوم: پس از عبور از گازبافر جلو عقب، کاغذ به درام لایه سوم باز می گردد تا فرآیند لبه گذاری سمت جلو را انجام دهد.

6.Second process: After operated by the front forward gas baffler, the paper reciprocates to the drum of the second layer to perform flanging of the backside.

فرآیند دوم: پس از عبور از گازبافر جلو، کاغذ به درام لایه دوم باز می گردد تا فرآیند لبه گذاری سمت عقب را انجام دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید