reclining

[ایالات متحده]/rɪˈklaɪnɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈklaɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به عقب خم شدن یا دراز کشیدن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

reclining chair

صندلی راحتی

reclining seat

صندلی شیلک

reclining position

وضعیت دراز کشیده

reclining sofa

مبل شیلک

reclining bed

تخت خواب شیلک

reclining lounge

فضای استراحت شیلک

reclining mechanism

مکانیزم شیلک

reclining feature

ویژگی شیلک

reclining angle

زاویه شیلک

reclining style

سبک شیلک

جملات نمونه

the cat is reclining on the sunny windowsill.

گربه روی طاقچه آفتابی دراز کشیده است.

he enjoys reclining in his favorite chair while reading.

او از دراز کشیدن در صندلی مورد علاقه خود در حالی که مطالعه می کند لذت می برد.

after a long day, she loves reclining on the couch.

بعد از یک روز طولانی، او عاشق دراز کشیدن روی مبل است.

they were reclining by the pool, soaking up the sun.

آنها کنار استخر دراز کشیده بودند و آفتاب می گرفتند.

the dog was found reclining in the shade of a tree.

سگ در سایه درخت دراز کشیده بود.

she spent the afternoon reclining in a hammock.

او بعد از ظهر را دراز کشیدن در یک گهواره گذراند.

reclining in the grass, he watched the clouds pass by.

در حالی که در چمن دراز کشیده بود، به تماشای عبور ابرها رفت.

he was reclining in bed, enjoying a lazy sunday.

او در حالی که یکشنبه تنبلی را در رختخواب دراز کشیده بود، از آن لذت می برد.

the artist was reclining on the floor, sketching ideas.

هنرمند روی زمین دراز کشیده بود و ایده ها را طراحی می کرد.

after dinner, they enjoyed reclining on the terrace.

بعد از شام، آنها از دراز کشیدن روی ایوان لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید