erect

[ایالات متحده]/ɪˈrekt/
[بریتانیا]/ɪˈrekt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ایستاده، عمودی
vt. باعث ایستادن به صورت عمودی شدن؛ ساختن یا تأسیس کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلerected
شکل سوم شخص مفردerects
زمان گذشتهerected
صفت یا فعل حال استمراریerecting
جمعerects

عبارات و ترکیب‌ها

erect a tent

برپاداشتن چادر

erect a building

احداث ساختمان

جملات نمونه

There is an erect pine.

یک کاج سرپا ایستاده وجود دارد.

an erect lily stalk; an erect posture.

ساقه زنبق سرپا؛ حالت ایستاده.

erect a philosophical system

یک سیستم فلسفی ایجاد کنید

the police had erected roadblocks.

پولیس موانع ایجاد کرده بودند.

the party that erected the welfare state.

حزبی که دولت رفاه را ایجاد کرد.

the Hieracia are erect throughout the process of florescence.

هیرسیا در طول فرآیند گلدهی سرپا هستند.

Angry animals erect the mane.

حیوانات عصبانی یال را سرپا می‌کنند.

has the erect bearing of a soldier.

ویژگی ایستاده یک سرباز را دارد.

He is a man of erect and soldierly bearing.

او مردی با قاطعیت و رفتار نظامی است.

They erected a telephone pole.

آنها یک تیر تلفن را نصب کردند.

He sat very erect, listening intently.

او بسیار سرپا نشست و با دقت گوش داد.

Six policemen started to erect a roadblock.

شش افسر پلیس شروع به ایجاد یک موانع کردند.

A tombstone is erected in memory of whoever it commemorates.

یک سنگ قبر به یاد کسی که به او احترام می‌گذارد، نصب می‌شود.

the new building was erected as economically as possible.

ساختمان جدید تا حد امکان به صورت اقتصادی ساخته شد.

the guest house was erected in the eighteenth century.

خانه مهمان‌ها در قرن هجدهم بنا شد.

they erected a granite marker at the crash site.

آنها یک نشانگر گرانیتی در محل حادثه نصب کردند.

black-and-white drumfish with an erect elongated dorsal fin.

ماهی طبل سیاه و سفید با باله پشتی کشیده و بلند.

نمونه‌های واقعی

Monuments should be erected in my honor.

باید بناها و یادبودهایی به افتخار من ساخته شوند.

منبع: The Devil Wears Prada

Monopolies are able to erect obstacles that economists call barriers to entry.

موناپول‌ها قادرند موانعی ایجاد کنند که اقتصاددانان آنها را موانع ورود می‌نامند.

منبع: Economic Crash Course

" If you wish to, " said Wendy, keeping her head erect this time.

منبع: Peter Pan

To begin with, you should keep your neck erect upward at any time.

برای شروع، باید گردن خود را در هر زمان به سمت بالا و صاف نگه دارید.

منبع: 100 Most Popular Conversational Topics for Foreigners

Unlike many of its neighbors, Oman hasn't erected any skyscrapers or modernized dramatically.

برخلاف بسیاری از کشورهای همسایه، عمان هیچ آسمان خراشی نسازیده و به طور چشمگیری مدرن سازی نکرده است.

منبع: Best Travel Destinations in Asia

The first test structure must be erected around the life we choose to try.

ساختار آزمایشی اول باید در اطراف زندگی که انتخاب می‌کنیم تا امتحان کنیم، ساخته شود.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3

Builders erected these walls for protection from invasion by those from the north.

سازندگان این دیوارها را برای محافظت در برابر حمله از سوی مردم شمال ساختند.

منبع: Travel around the world

They force the hair to stand erect.

آنها باعث می‌شوند موها صاف و ایستاده شوند.

منبع: Connection Magazine

Somehow, barriers need to be erected against miscegenation. They might be geographical-fish in different lakes, for example.

به نحوی، موانعی باید در برابر اختلاط نژادی ایجاد شود. آنها ممکن است جغرافیایی باشند - به عنوان مثال، ماهی در دریاچه های مختلف.

منبع: The Economist (Summary)

Trying to cut the newly erected fence could mean five years.

تلاش برای بریدن حصار تازه ساخته شده می‌تواند به معنای پنج سال باشد.

منبع: VOA Standard September 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید