recoiled

[ایالات متحده]/rɪˈkɔɪld/
[بریتانیا]/rɪˈkɔɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به عقب کشیدن یا عقب نشینی کردن؛ به حالت بازگشت یا جهش درآمدن؛ واکنش نشان دادن با وحشت یا تنفر

عبارات و ترکیب‌ها

recoiled in fear

با ترس عقب‌نشینی کرد

recoiled from danger

از خطر عقب‌نشینی کرد

recoiled in horror

با وحشت عقب‌نشینی کرد

recoiled with disgust

با انزجار عقب‌نشینی کرد

recoiled from pain

از درد عقب‌نشینی کرد

recoiled in shock

با شوک عقب‌نشینی کرد

recoiled in surprise

با تعجب عقب‌نشینی کرد

جملات نمونه

the snake recoiled in fear when it saw the approaching footsteps.

مار با ترس از دیدن گام‌های نزدیک‌کننده عقب نشینی کرد.

she recoiled at the thought of eating insects.

او با فکر خوردن حشرات منقبض شد.

he recoiled from the harsh criticism during the meeting.

او از انتقادات شدید در طول جلسه عقب نشینی کرد.

the child recoiled from the loud noise of the fireworks.

کودک از صدای بلند آتش‌بازی منقبض شد.

she recoiled when the spider crawled across her hand.

او وقتی عنکبوت روی دستش خزید، منقبض شد.

the dog recoiled when it saw the stranger approaching.

سگ وقتی غریبه را دید که نزدیک می‌شد، عقب نشینی کرد.

he recoiled at the sight of the gruesome accident.

او از دیدن حادثه وحشتناک منقبض شد.

she recoiled from the idea of moving to a new city.

او از این فکر که به یک شهر جدید نقل مکان کند، عقب نشینی کرد.

the audience recoiled in shock at the unexpected twist in the story.

مخاطبان با حیرت از پیچش غیرمنتظره داستان عقب نشینی کردند.

he recoiled from the cold water when he first jumped in.

او وقتی برای اولین بار پرید، از آب سرد عقب نشینی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید