withdrew

[ایالات متحده]/wɪð'druː/
[بریتانیا]/wɪð'dru/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته‌ی withdraw

عبارات و ترکیب‌ها

withdrew support

پس‌گیری حمایت

withdrew funds

پس‌گیری بودجه

withdrew consent

پس‌گیری رضایت

withdrew troops

پس‌گیری سربازان

withdrew offer

پس‌گیری پیشنهاد

withdrew application

پس‌گیری درخواست

withdrew attention

پس‌گیری توجه

withdrew charges

پس‌گیری اتهامات

withdrew investment

پس‌گیری سرمایه‌گذاری

withdrew statement

پس‌گیری بیانیه

جملات نمونه

he withdrew his application for the job.

او درخواست خود را برای شغل پس گرفت.

she withdrew from the competition due to an injury.

او به دلیل آسیب‌دیدگی از مسابقه کناره‌گیری کرد.

the army withdrew its troops from the region.

ارتش نیروهای خود را از منطقه عقب‌نشاند.

they withdrew their support for the project.

آنها حمایت خود را از پروژه پس گرفتند.

the student withdrew from the course last semester.

دانشجو در نیم‌سال گذشته از این درس کناره‌گیری کرد.

he withdrew money from the atm.

او پول را از دستگاه خودپرداز برداشت.

after the scandal, she withdrew from public life.

پس از رسوایی، او از زندگی عمومی کناره‌گیری کرد.

the company withdrew the product from the market.

شرکت محصول را از بازار خارج کرد.

they withdrew their bid for the contract.

آنها پیشنهاد خود را برای قرارداد پس گرفتند.

he withdrew his consent to the agreement.

او رضایت خود را برای توافق لغو کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید