recollecting memories
باز یادآوری خاطرات
recollecting thoughts
باز یادآوری افکار
recollecting moments
باز یادآوری لحظات
recollecting events
باز یادآوری رویدادها
recollecting details
باز یادآوری جزئیات
recollecting feelings
باز یادآوری احساسات
recollecting experiences
باز یادآوری تجربیات
recollecting stories
باز یادآوری داستانها
recollecting faces
باز یادآوری چهرهها
recollecting places
باز یادآوری مکانها
recollecting old memories can be bittersweet.
بازخوانی خاطرات قدیمی میتواند شیرین و تلخ باشد.
she spent hours recollecting her childhood experiences.
او ساعتها را به یادآوری تجربیات دوران کودکی خود گذراند.
recollecting the details of that day is difficult.
یادآوری جزئیات آن روز سخت است.
he enjoys recollecting stories from his travels.
او از یادآوری داستانهای سفرش لذت میبرد.
recollecting past events helps us learn from mistakes.
یادآوری وقایع گذشته به ما کمک میکند تا از اشتباهات خود درس بگیریم.
recollecting her words, he felt a sense of regret.
با یادآوری حرفهایش، او احساس پشیمانی کرد.
they were recollecting their favorite moments together.
آنها داشتند بهترین لحظات خود را با هم به یاد میآوردند.
recollecting the lessons learned is essential for growth.
یادآوری درسهایی که آموختهایم برای رشد ضروری است.
he found joy in recollecting his family's history.
او از یادآوری تاریخچه خانوادهاش خوشحال بود.
recollecting the laughter shared with friends is priceless.
یادآوری خندههایی که با دوستان تقسیم کردهایم، بیارزش است.
recollecting memories
باز یادآوری خاطرات
recollecting thoughts
باز یادآوری افکار
recollecting moments
باز یادآوری لحظات
recollecting events
باز یادآوری رویدادها
recollecting details
باز یادآوری جزئیات
recollecting feelings
باز یادآوری احساسات
recollecting experiences
باز یادآوری تجربیات
recollecting stories
باز یادآوری داستانها
recollecting faces
باز یادآوری چهرهها
recollecting places
باز یادآوری مکانها
recollecting old memories can be bittersweet.
بازخوانی خاطرات قدیمی میتواند شیرین و تلخ باشد.
she spent hours recollecting her childhood experiences.
او ساعتها را به یادآوری تجربیات دوران کودکی خود گذراند.
recollecting the details of that day is difficult.
یادآوری جزئیات آن روز سخت است.
he enjoys recollecting stories from his travels.
او از یادآوری داستانهای سفرش لذت میبرد.
recollecting past events helps us learn from mistakes.
یادآوری وقایع گذشته به ما کمک میکند تا از اشتباهات خود درس بگیریم.
recollecting her words, he felt a sense of regret.
با یادآوری حرفهایش، او احساس پشیمانی کرد.
they were recollecting their favorite moments together.
آنها داشتند بهترین لحظات خود را با هم به یاد میآوردند.
recollecting the lessons learned is essential for growth.
یادآوری درسهایی که آموختهایم برای رشد ضروری است.
he found joy in recollecting his family's history.
او از یادآوری تاریخچه خانوادهاش خوشحال بود.
recollecting the laughter shared with friends is priceless.
یادآوری خندههایی که با دوستان تقسیم کردهایم، بیارزش است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید