reconciling

[ایالات متحده]/ˈrekənsaɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrekənˌsaɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری آشتی دادن

عبارات و ترکیب‌ها

reconciling differences

تطبیق تفاوت‌ها

reconciling accounts

تطبیق حساب‌ها

reconciling conflicts

حل اختلافات

reconciling views

تطبیق دیدگاه‌ها

reconciling interests

تطبیق منافع

reconciling opinions

تطبیق نظرات

reconciling parties

تطبیق طرفین

reconciling relationships

تطبیق روابط

reconciling goals

تطبیق اهداف

reconciling emotions

تطبیق احساسات

جملات نمونه

reconciling differences is essential for a harmonious relationship.

حل اختلافات برای داشتن یک رابطه هماهنگ ضروری است.

she is reconciling her work and personal life effectively.

او به طور موثر کار و زندگی شخصی خود را با هم آشتی می‌دهد.

they are reconciling their financial records for the year.

آنها سوابق مالی خود را برای سال جاری تطبیق می‌دهند.

reconciling various opinions can lead to better decisions.

آشتی دادن نظرات مختلف می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری بهتر شود.

he is reconciling his past mistakes with his current goals.

او اشتباهات گذشته خود را با اهداف فعلی خود آشتی می‌دهد.

reconciling cultural differences is important in a diverse workplace.

آشتی دادن تفاوت‌های فرهنگی در یک محیط کار متنوع مهم است.

the committee is focused on reconciling community interests.

کمیته بر آشتی دادن منافع جامعه متمرکز است.

she spent hours reconciling the data for the report.

او ساعت‌ها برای تطبیق داده‌ها برای گزارش وقت گذراند.

they are reconciling their views on the project.

آنها نظرات خود در مورد پروژه را با هم تطبیق می‌دهند.

reconciling the past with the present is a challenging task.

آشتی دادن گذشته با حال یک کار چالش‌برانگیز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید