uniting

[ایالات متحده]/ˌju'naitiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ادغام
v. به هم پیوستن; به هم آوردن; ازدواج کردن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریuniting
جمعunitings

جملات نمونه

Objective To probe the curative effect of high pressure oxygen uniting with neuro-tropin in treating painful neuropathy of type 2 diabetes.

هدف: بررسی اثر درمانی اکسیژن با فشار بالا همراه با نوروتروپین در درمان نوروپاتی دردناک دیابت نوع 2.

Only by overcoming our weaknesses can we advance without any encumbrance;only by uniting ourselves in our struggle can we be invincible.

فقط با غلبه بر نقاط ضعف خود می‌توانیم بدون هیچ‌گونه بار و مشکلی پیشرفت کنیم؛ فقط با متحد کردن خود در مبارزه می‌توانیم شکست‌ناپذیر شویم.

Without doubt, the national bourgeoisie tends to vacillate, but we should, nevertheless, make use of its positive side, uniting with it as well as struggling against it.

بدون شک، بورژوازی ملی تمایل به دودستگی دارد، اما با این وجود، باید از وجه مثبت آن استفاده کرد، با آن متحد شد و در عین حال با آن مبارزه کرد.

uniting people from different backgrounds

ترکیب افراد با پیشینه‌های مختلف

uniting efforts to achieve a common goal

ترکیب تلاش‌ها برای دستیابی به یک هدف مشترک

uniting countries through diplomacy

ترکیب کشورها از طریق دیپلماسی

uniting communities through shared values

ترکیب جوامع از طریق ارزش‌های مشترک

uniting forces to combat climate change

ترکیب نیروها برای مقابله با تغییرات آب و هوایی

uniting families separated by war

ترکیب خانواده‌هایی که از جنگ جدا شده‌اند

uniting people through a common cause

ترکیب مردم از طریق یک هدف مشترک

uniting different perspectives to find solutions

ترکیب دیدگاه‌های مختلف برای یافتن راه حل

uniting employees for a successful project

ترکیب کارمندان برای یک پروژه موفق

uniting students through a love for learning

ترکیب دانش آموزان از طریق علاقه به یادگیری

نمونه‌های واقعی

Bringing America together, uniting our people, uniting our nation.

گرد آوردن آمریکا، متحد کردن مردم ما، متحد کردن کشور ما.

منبع: 21 Days of Intensive Listening to Famous Speeches

We are struggling for a uniting word but the good news is we have a uniting movement.

ما برای یافتن یک واژه متحد در تلاش هستیم اما خبر خوب این است که ما یک جنبش متحد داریم.

منبع: Emma Watson Compilation

And she's got a lot of uniting to do.

و او کارهای زیادی برای متحد کردن انجام داده است.

منبع: NPR News September 2022 Compilation

But non-profit groups say the project is making gains and uniting communities.

اما گروه های غیرانتفاعی می گویند پروژه در حال پیشرفت است و جوامع را متحد می کند.

منبع: VOA Standard English_Africa

He played a big role in uniting the black and white people.

او نقش مهمی در متحد کردن مردم سیاه و سفید داشت.

منبع: VOA Standard December 2013 Collection

She tells me the crisis is actually a way of uniting people.

او به من می گوید بحران در واقع راهی برای متحد کردن مردم است.

منبع: NPR News July 2021 Compilation

After uniting Mongolia, he set his sights much farther than his own country.

پس از متحد کردن مغولستان، او چشم انداز خود را بسیار فراتر از کشور خود قرار داد.

منبع: Women Who Changed the World

It said the word represents a uniting experience for people across the world.

این نشان می دهد که این کلمه یک تجربه متحد کننده برای مردم در سراسر جهان است.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

The third feature uniting them is a determination to run their own lives.

ویژگی سوم که آنها را متحد می کند، مصمم بودن برای اداره زندگی خود است.

منبع: The Economist - Arts

Despite the hardships, those who remain are uniting behind the “I’m not giving up” movement.

با وجود سختی ها، کسانی که باقی مانده اند، در پشت جنبش "من دست نمی کشم" متحد شده اند.

منبع: VOA Video Highlights

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید