reconfirms

[ایالات متحده]/ˌriːkənˈfɜːmz/
[بریتانیا]/ˌriːkənˈfɜrmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره تأیید کردن; مطمئن‌تر کردن; دوباره تأیید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

reconfirms agreement

تأیید مجدد توافق

reconfirms belief

تأیید مجدد باور

reconfirms status

تأیید مجدد وضعیت

reconfirms findings

تأیید مجدد یافته‌ها

reconfirms details

تأیید مجدد جزئیات

reconfirms support

تأیید مجدد حمایت

reconfirms results

تأیید مجدد نتایج

reconfirms commitment

تأیید مجدد تعهد

reconfirms position

تأیید مجدد موضع

reconfirms intentions

تأیید مجدد قصد

جملات نمونه

she reconfirms her appointment every week.

او هر هفته قرار ملاقات خود را دوباره تایید می‌کند.

the study reconfirms the importance of regular exercise.

این مطالعه اهمیت ورزش منظم را دوباره تایید می‌کند.

he reconfirms his commitment to the project.

او تعهد خود به پروژه را دوباره تایید می‌کند.

the teacher reconfirms the test date with the students.

معلم تاریخ امتحان را با دانش آموزان دوباره تایید می‌کند.

the survey reconfirms customer satisfaction levels.

این نظرسنجی سطح رضایت مشتری را دوباره تایید می‌کند.

she reconfirms the details of the meeting.

او جزئیات جلسه را دوباره تایید می‌کند.

the results reconfirm the findings of previous research.

نتایج یافته‌های تحقیقات قبلی را دوباره تایید می‌کند.

he reconfirms his travel plans before departure.

او برنامه‌های سفر خود را قبل از عزیمت دوباره تایید می‌کند.

the manager reconfirms the budget with the team.

مدیر بودجه را با تیم دوباره تایید می‌کند.

the doctor reconfirms the diagnosis after tests.

پزشک پس از انجام آزمایش‌ها تشخیص را دوباره تایید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید